bg
جربزه‌توش از
شاعر :‌ ابراهیم حاج محمدی
تاریخ انتشار :‌ 1405/04/08
تعداد نمایش :‌ 1

راحله‌تاز دیده‌ام قامتِ سروِ ناز را
باخته‌ام به عشوه‌اش این دلِ پُر گداز را

تا به ابد فراق را دل نشکیبد از ازل
کی به نشیب افکند غمزه‌ات این فراز را؟

آینه‌دارِ حیرتم  شوخ نگاه کن که با
حوصله طی کنم مگر راهِ درازِ باز را

چشم بر انتظارمش تا به کرشمه چشمه‌ کی؟
آب دهد به جلوه‌اش سروِ چمن طراز را

طُرفه نگاهِ ژرف تو ، غمزه‌ی بس شگرفِ تو
چاشنیِ نیازِ من کرده چگونه ناز را؟

شعله کشیده در دلم عشق جمالِ دلکشت
بُو نَبَرَد چو من کسی منزلتِ نیاز را

رام، مرامت آنچنان کرده‌ای‌ام که گشته‌ام
زبده‌تر از غزنویان چاکریِ ایاز را

باده‌پرست و مستِ مُل،  پر نفشانده چون تو گل 
بیرقِ حُسنِ دلکشش شوکت اهتزاز را

نغمه که سر نمی‌کنی، لابُد و لا محاله کی
رشک بَرَد به ناله نی، زخمه به تار ساز را؟

پرده برافکن از رخت تا که نبوید اینچنین
دیده در انتظار تو دغدغه‌ی جواز را

عشوه کنی چو بالعیان دفع کند چه ناگهان
چشمِ حقیقت آشیان شائبه‌ی مجاز را

فاش کن این سریره را با چه کرشمه کرده‌ای
خلسه‌خُمار خاص خود خلوتیان راز را؟

تشنه‌ی خون خویشتن گشتم و می‌کنم طلب
چون تو فقط فرشته‌ای دست به دشنه‌یاز را

آه شده‌ست پرده‌در،  در دل خسته‌ی قمر
کرده به جلوه شعله‌ور، جربزه توشِ آز را

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران