bg
تکیه بر لبخند
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/11/24
تعداد نمایش :‌ 4

تو به لبخند خودت تکیه کن ای دوست بدان
خنده ات،
راه تاریک جهان را
به سحر می‌سپرد

چشم اگر خسته شد از دیدن تکرار غبار
تو به رؤیای دلت
نفسی تازه بده
تا به پرواز در آید
همه ی، خاطره ها


گرچه گاهی دل تو
در دل جان جهان
بی‌پناه گشته و حیران شده است
تو به آرامش یک جرعه دعا
باد را رام کن و
راه دلت را بگشا

هر غمی گرچه زیاد است
ولی
پشت آن قله‌ی دور
چشمه‌ای روشن و بی‌وقفه
بشوید همه ی رنج وغمت

تو اگر خسته شدی
دست بر شانه‌ ی تقدیر گذار
که همین دست تو هم،
پُلی از صبر
به فردای تو می‌سازد باز

لحظه‌ها منتظرند
که تو از عمق نگاهت
به جهان رنگ دهی
رنگ تو
روشنیِ مانده در آیینه‌ی این روز بلند
که هنوز

گرچه شب گاه به دل
سایه‌ی رنج فکند
تو به یک شمع صبور
همه‌ی خانه‌ی دل را
به تماشا بنشان

باد اگر سرد وزید
تو به گرمای دلت
پشت هر رنج وغمی
نفسی تازه بزن
که جهان
با نفس روشن تو
جان و تن می گیرد..

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران