bg
غزل خانه ای در کهکشان
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/11/21
تعداد نمایش :‌ 15

آمدی و باغ جانم غرق نور آسمان شد
خنده‌ات چون صبح روشن بر دل من آشیان شد

دست تو در دستهایم باغ گلها را شکوفاند
لحظه‌لحظه با حضورت آسمانم بی کران شد

چشم تو دریای آبی هر کلامت مهربانی
هرچه بود از رنج دوران با نگاهت گلفشان شد

در شبان بی‌پناهی، نام تو فانوس راهم
کوچه های تار و تیره، روشنایی بی امان شد

آمدی و خستگی‌ها ریخت از دوشم به ناگه
این دل بی‌خانه با تو خانه‌ای در کهکشان شد

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران