شعر آمد تا دوا بر هر درد بی درمان شود
راز دل هم با سکوتش دفتر دیوان شود
شعر آمد تا صدای بیصداها بی خبر
نغمهای گردد که در اندوه ما پنهان شود
شعر جاری شد چو رود از کوههای آرزو
تا در آغوش زمانه نطفهی ایمان شود
شعر اما، صد صدا دارد فراتر از سکوت
میتواند از نگاه عشق، دست افشان شود
شعرها آیینه گردد بادلت همخو شود
شاعرمحبوب باری با غزل، انسان شود