bg
درد نامه ی شاعر
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/11/17
تعداد نمایش :‌ 2

باده را آورد دیوانه، ولی افسوس جامش را نداد
شاعر از دردش نوشت و هیچ کامش را نداد

نان میان سفره خوابید از خجالت بی‌صدا
شهر در آیینه غم دید و کلامش را نداد

هر که آمد با صدایِ عشق، خالی‌تر برفت
قلب ها آزرده شد لیکن امانش را نداد

سکه افتاد از خیالِ مهر، اما بی‌هدف
قیمت انصاف را بخشید و آنش را نداد

شاعر از رازِ وجود آموخت شورِ راستین
شعر ما در سایه‌ی خنده، پیامش را نداد

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران