bg
تعمید بی‌کران
شاعر :‌ نعمت طرهانی
تاریخ انتشار :‌ 1404/11/11
تعداد نمایش :‌ 9

روزی که آسمان سجاده‌اش را پهن کرد
و نیایشِ ابر
واژه‌های عطری شد بر بامِ دهانِ زمین—
نخستین قطره، پیش از آن‌که بر خاک بنشیند،
بر گره‌های چوبینِ دستانِ پیرمرد نشست
که هر چینش، خطّی از انتظارِ باران بود.
مردی که سال‌ها ریشه‌های صبر را آبیاری کرده بود…

و من در حیاطِ کودکی ایستاده بودم
با جامی از تشنگیِ بی‌کران.

نخستین قطره که آمد
چون مُهرِ سکوت بر پیشانیِ داغِ خاک،
سرم را بالا گرفتم
و چشم‌هایم را گشودم
به سویِ غسل‌گاهی از نور.

باران،
واج‌های شفافِ یک نامِ مقدس بود
که بر قامتِ حروفِ بدنم می‌ریخت.
هر قطره
تصدیقی سبز بود
در پایانِ ذکرِ زمزمه‌گرِ برگ‌ها.

و من—
این پیکرِ خشکِ لغت‌بسته—
یک‌باره آیه‌ای بی‌کران خواندم
و حنجره‌ام شاخه‌ای شد
از درختِ تندر.

و بوی خاکِ تر،
مثل نفسِ تازه‌ی گِل،
از همه‌ی منافذِ جهان برمی‌خاست…

لباس‌ ریا و تزویر
از تن به در کردم
تا پوستِ خویشتن را بیابم—
پوستی شرقی و غمگین،
که سال‌ها در قفسِ همین تن،
تنها رطوبتِ اشتیاق را حس کرده بود.

باران بر آن پوستِ برهنه نوشت:
«اینک پسرِ آب و آینه‌ای.»

آینه‌ای که آسمان را
در قعرِ چاهِ خویش می‌دید؛
اما آینه شکست
و هر تکه
رویایی را
تا بی‌کرانگی برد.

و آن پوسته‌ی شرقی
—که بر تن داشتم—
از تن به در نکردم؛
تنها چرخید و بر دوشم ردا شد.
نه دیگر لباس تنگ جهان،
که ردای گشاد رهایی.

باران بر آن نوشت و رفت:
«این بال‌های نمناکِ ققنوس است
که با هر باران، از خاکسترِ لباس می‌روید.»

و من،
از آن پس،
خواندنِ خطوطِ نور را
از روی پوستِ خویش آغاز کردم.

و زمین—
این خشتِ نخستینِ عطش—
لب‌هایش را گشود
تا سرودِ ریشه‌ها را
از حنجره‌ی من بشنود.

اکنون
هر باران
یادآورِ آن غسلِ نخستین است—
که هنوز
در زمزمه‌ی قطراتِ سبزِ نخل‌ها
در ریزشِ رقص‌آلودِ رشته‌های روشن
آن لحظه را می‌خواند.

تا دستِ آسمان
بر شانه‌های خیسِ زمان بنشیند
و کلیدِ رویش را
به انگشتانِ رعد بسپارد.

باران می‌آید
و من
همچنان
در آستانه‌ی همان حیاط
درنگ کرده‌ام
تا بار دیگر
نامم را از آغاز
با وضویی از ابر بخوانند.

آیا این بار
آسمان است
که نامِ تازه‌اش را
بر سجاده‌ی سکوتِ من می‌خواند؟

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
زیبا و دلنشین
پاسخ
0