ای جان ما، ای نور ما، ای مستی دیدار ما
بر آسمان دل بتاب، ای نرگس بیدار ما
هر لحظهای از مهر تو، باغی شود صحرای ما
بیرنگ شو، بینام شو، ای سایهی اسرار ما
دل محو آن آیینه شد، چون موج دریا بیقرار
هر ذرهای از نور تو، شد آتش گفتار ما
بر بادها خوش میوزی، در جادههای بیکران
هر نالهای از نام تو، پیچیده در تکرار ما
با شوق آن خورشید تو، در وادی حیران خوشیم
من با تو و تو با منی ای یار خوش سیمای ما