bg
برق لبخند
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/11/05
تعداد نمایش :‌ 1

در نسیم صبحگاهی وا شد این در سوی شب
چشمِ تو آرامشی دادم که می‌جستم عجب

برقِ لبخندت چراغ راهِ من در تیرگی
با دلت هم‌خانه‌ام، بی‌دغدغه، بی‌تاب و تب

هرچه در من بود از اندوه، رفت از یاد دل
مانده‌ام با لحظه‌هایی نرم، چون طعم رطب

عشق را دیگر نمی‌سنجند با زخم و سکوت
در صدای تو شکوفا شد دل من بی‌سبب

سایه‌ها رفتند و خورشید آمد از پشت غبار
باغ من لبریز شد از نغمه‌های خوش‌طرب

در دل خاکی که روزی خواب سردم را نوشت
رُست گل‌هایی که می‌خندند با آن خال و لب

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران