bg
پل سلان ،جستجوی زبان پس از آشویتس۱۴
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/09/08
تعداد نمایش :‌ 3


فصل چهارم: زبان زخمی و فرم شعری ،بخش اول: فشردگی و ایجاز در زبان این قسمت به بررسی زبان زخمی و فرم شعری پل سلان پس از هولوکاست می‌پردازد. ایجاز، سکوت، شکستن نحو و ساختار، و مقاومت در برابر زبان تبلیغات از ویژگی‌های برجسته‌ی شعرهای متأخر اوست. خواننده در این متن درمی‌یابد که چگونه هر واژه در شعر سلان همچون سنگی تاریخی و وجودی، حامل حقیقت و حافظه است.


فصل چهارم: زبان زخمی و فرم شعری

بخش اول: فشردگی و ایجاز در زبان

۱. ضرورت ایجاز پس از فاجعه

پس از هولوکاست، زبان برای سلان دیگر نمی‌توانست همان زبان گذشته باشد. او می‌دانست که واژه‌ها، در جهان پس از آشویتس، بار سنگینی از سکوت و شکستگی را حمل می‌کنند. بنابراین، شعر او به سمت ایجاز و فشردگی رفت. هر واژه باید همچون سنگی باشد که وزنی تاریخی و وجودی را حمل می‌کند.

این ایجاز، نه انتخابی زیبایی‌شناختی، بلکه ضرورتی اخلاقی بود: شاعر نمی‌توانست با پرگویی، حقیقت را بپوشاند.

۲. واژه به‌مثابه سنگ

در شعرهای متأخر سلان، هر واژه همچون سنگی است که بر گوری بی‌نام نهاده می‌شود. او خود گفته بود: «شعر، راهی است برای رسیدن به دیگری.» اما این راه، راهی مستقیم نیست؛ بلکه از میان سنگ‌ها، سکوت‌ها و شکستگی‌ها می‌گذرد.

ایجاز در شعر او به معنای حذف زوائد است تا تنها جوهره‌ی حقیقت باقی بماند.

۳. شکستن نحو و ساختار

یکی از ویژگی‌های بارز زبان سلان، شکستن نحو سنتی است. جملات او اغلب کوتاه، ناقص و گسسته‌اند. این شکستگی، بازتابی از شکستگی جهان است. همان‌گونه که تاریخ در اردوگاه‌ها گسسته شد، زبان نیز باید این گسست را بازتاب دهد.

از منظر زبان‌شناسی، این شکستن نحو، نوعی مقاومت در برابر شفافیت زبان روزمره است؛ زبانی که در خدمت تبلیغات و خشونت قرار گرفته بود.

۴. ایجاز و سکوت

ایجاز در شعر سلان همواره با سکوت همراه است. سکوت، بخشی از زبان اوست؛ سکوتی که نه فقدان معنا، بلکه حضور فشرده‌ی معناست. در بسیاری از شعرهای او، فاصله‌ها، مکث‌ها و شکستگی‌ها به‌اندازه‌ی واژه‌ها اهمیت دارند.

این سکوت‌ها، همان جایی هستند که خواننده باید درگیر شود؛ جایی که شعر به گفت‌وگویی میان شاعر و خواننده بدل می‌شود.

۵. تأثیر بر خواننده

ایجاز و فشردگی زبان سلان، خواننده را وادار می‌کند که فعالانه در متن مشارکت کند. شعر او به‌سادگی قابل‌فهم نیست؛ بلکه نیازمند مکث، بازخوانی و تأمل است. این دشواری، بخشی از رسالت شعر است: خواننده باید رنج را تجربه کند، همان‌گونه که شاعر تجربه کرده است.

۶. نمونه‌هایی از ایجاز

در شعرهای متأخر سلان، گاه تنها چند واژه، جهانی از معنا را حمل می‌کنند. برای مثال، ترکیب‌هایی چون «سنگ‌زمان»، «نفس‌سکوت» یا «نور-خاکستر» نشان می‌دهند که چگونه دو واژه‌ی ساده، در کنار هم، تصویری فلسفی و شاعرانه می‌سازند.

این ایجاز، حاصل حذف و تراکم است؛ حاصل جست‌وجوی بی‌پایان برای کلمه‌ای که بتواند حقیقت را بیان کند.

۷. ایجاز به‌مثابه مقاومت

از منظر فلسفی، ایجاز در شعر سلان نوعی مقاومت است: مقاومت در برابر فراموشی، در برابر زبان تبلیغات، در برابر پرگویی بی‌معنا. او می‌دانست که تنها با فشردگی و سکوت می‌توان حقیقت را حفظ کرد. شعر او، در این معنا، شعری اخلاقی است: شعری که مسئولیت دارد.

جایگاه این بخش در فصل

این بخش نشان داد که فشردگی و ایجاز در زبان سلان، نه صرفاً یک انتخاب زیبایی‌شناختی، بلکه ضرورتی تاریخی و اخلاقی بود. زبان او، پس از فاجعه، باید شکسته، فشرده و سکوت‌آمیز می‌شد تا بتواند حقیقت را حمل کند.

محمدرضا گلی احمدگورابی،دکترزهرا روحی فر

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
user image
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران