bg
لبخند شبح
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/05/26
تعداد نمایش :‌ 65


در آینه نگاه کردم
و آن‌چه دیدم
نه خودم بود،
نه سایه‌ام،
بلکه شبحی بود
که لبخند می‌زد
بی آن‌که بداند چرا.

ردی از روشنی
بر شیشه کشیده بودم
اما تاریکی زیر آن می‌لرزید،
در انتظار ترک خوردن.

چهره‌ای روبه‌رویم ایستاده بود
پرسشم را شنید
پاسخی نداشت،
فقط…
لبخندی بی‌دلیل،
بی‌پشتوانه،
بی‌من.

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
درود بیکران. احسنت
پاسخ
0