bg
لوحِ تقدیرِ فریب......
شاعر :‌ ولی الله...... شیخی مهرآبادی.
تاریخ انتشار :‌ 1396/04/16
تعداد نمایش :‌ 727

بنام نگارگرعشق............

..............................................................

باعرضِ پوزش ازتمامِ سروران.........

.......................................................................

دَربســـاطِ آفرینش ،گرکــــــــــــه پنهـانیـــــــم مـا

دَرقفس افتـــاده مُرغی، کُنــــــجِ بُستـانیـــــم مـا

صــبحِ زیبـای بهــــــاران را، بـه غـــــارت داده ایـم

بنـــــگراینـــــــک، وارثِ مُلـــــکِ زمستـانیـــــم مـا

عُمرطِی شد،بی کــه شب را،بـادُعـایی سرکنیم

خـاکمـــــان بَرسر،کــــــه دُزدِ نـامِ انسانیـــــم مـا

جـامِ وَحـدت هِشته از،کثرت طلب،خُم کرده ایــم

بَسـته پیمـانیـم وهم،بشــــکسته پیمـانیـــــم مـا

زخم هـای سـینه مـان،ازنِشترِ  جهــــلِ خودست

کـــــــافریـم و،مـدّعی بر، نَشرِ ایمـانیــــــــــم مـا

شـاعری را،پیشه بنمودیـم و،پنــــداریـــــــم گـاه

دربلادِ ســـــــربـداران،صــــــاحب عنوانیــــــم مـا

تُرّهــــاتی گرچــــــه بَر،خوردِ خلایق داده ایـــــم

مسـتحق بر،یـاوه هــــــای قومِ عصیـانیـــــم مـا

داده تدبیراَرچـــــــــــــه مـارا،لوحِ تقــــــدیرِ فریب

خود نمودیــــم اینچـنین،ازچیست نـالانیــــــم مـا

بیت بیتِ شــعرمـان،مَـدحی برای سُــــــفره بود

قـامتِ خـم،سرشــــکسته، کُنـــجِ ویرانیـــــم مـا

کـاروان بگـذشت وجُـز،خـاکســــتری برجـانمـانـد

دربیـابـان مـانـــده ای، ســــــردرگریبـانیــــــم مـا

می زنـد(دیوانــه)گر فریـادگـــــــاهی،گوشـــدار

دل ازین ویرانــــــه برگیریـــــــد،مهمـانیــــــم مـا

....................................................................

(دیوانه)

 

 

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام و درود بر شما؛ جناب استاد شیخی عزیز، پندهای بسیار ارزشمندی را در قالب سروده ی بسیار زیبا ی خود عرض نموده اید. مرحبا. انشاء الله که بشنوند و بشنویم و به گوش گیرند و به گوش گیریم. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
جناب استادکریمی عزیز، سلام علیکم. .......................................................... بسیار ممنونم بزرگوار....بنده آنچه راکه خودم بیشترازهمه احتیاج به شنیدنش دارم.....عرض کرده ام.......منتهی چه کنم که گاهی این خواسته ها......به این شکل سروده می شوند....ممنونم ازمحبتتان...موفق باشید انشاءا.......
پاسخ
0
user
به امر استاد کریمی ، ما به گوش هوش می گیریم این پندهای پر ارزش را. دست مریزاد استاد شیخی گرامی که همیشه نکته های دقیق عرفانی و دینی را از شما می خوانیم و سروده های شما پندنامه ای منظوم است ؛ زخم های سینه مان از نِشتر جهل خود است کافریم و مدعی بر نشر ایمانیم ما. کدام کلام گویا تر و کوبنده تر از این بیت و همه ی ابیات دیگر این غزل. با شعر خو وعظ می کنید و سایت شعر منبر وعظ شماست.باشید و هشدار دهید که ما غافلان را بدان نیاز است.
پاسخ
0
user
در پاسخ به عباس حاکی
جناب استادحاکی عزیز، سلام علیکم. ........................................................ این دوسه روزه....فکر می کنم که چه بنویسم درمقابلِ این همه بزرگواریِ شما......شاگردان راهم این همه موردِ محبت قراردادن ....گاهی ممکن ست....نتیجه ای دیگردربرداشته باشد.....استادی بنده......محتاجیم که ازشما بیاموزیم....اخر(دیوانه)راچه به منبرو.....وعظ وخطابه....ماراپشتِ دیوارِ اینگونه مجالس هم راه نمی دهند قربانت گردم.....لطفِ شماست اگرگاهی کلامی برزبان می آوریم.....ممنونم ازمحبتتان....شادو تندرست باشید انشاءا...
پاسخ
0
user
سلام استاد بعضی از آثار را باید خواند و لذت برد و یا درد کشید... و به قول استاد حاکی چه می توان گفت که در شأن تحسین باشد ... برایتان آرزوی سلامتی دارم .
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف.راهی)
جناب آقای خانمحمدی عزیز، سلام علیکم. ......................................................... خیلی ممنونم ازلطفتان دوستِ عزیز.......هیچ ادابی وترتیبی مجوی........بنده سراپاگوشم.....لطفِ دوستان،مارابس.....
پاسخ
0
user
استاد شیخی عزیز سلام و عرض ادب می دانید چرا لذت بخشند اشعارتان و مثل این هستند که انگار روح دارند؟ بنده این را دریافتم که هر شعری که می سرایید مخصوصا اشعاری که در آن واقعیت را به زبان جاری می کنید و حق مطلب نفس آدمی را قلمی می کنید چون خطابی است در ابتدا به خودتان خواننده را درگیر و تسلیم می کند. ندای اشعارتان خلوتی مهیا می کند با وجدان این رمز تاثیرگذاری اشعارتان است همچنان شاگردتان هستیم و مفتخر عزت زیاد
پاسخ
0
user
در پاسخ به تردید
جناب آقای سلیمی عزیز، سلام علیکم. .............................................................. اول اینکه بسیار ممنونم ازمحبتتان....شرمنده می فرمایید....وامّا....اگر بنابه فرمایشِ شما اگر صحبت ازحقیقتی درمیان باشدو.....بیانِ نفسِ ادمی.....قاعده براین بوده بینِ بزرگانِ(بخصوص رهبرانِ دینی)...که ابتدا خودراخطاب قرارمی داده اند.....اگر دقّت فرموده باشد...حضرتِ امیر(صلوات الله علیه)...درابتدای هرخطبه می فرمایند (بعدازستایشِ خداوند).....اُوصِیکُم عِبَادَ اللَّه وَنَفسِی بّه تَقوَاللَّه..........اگر قرارست.....کسی رانصیت نمود باید اول خودمان....عامل باشیم .واِلاّ واعظِ غیرِ متّعظ بودن....هنری نیست.....بنده هم سعی می کنم(فقط سعی )می کنم......خودم مخاطبِ سروده هایم باشم.....که خدای ناکرده...ایجادِ شاعبه ننماید...بازهم ممنونم ازلطفتان دوستِ عزیز....موفق باشید انشاءا.......
پاسخ
0