bg
زن ذلیلم
شاعر :‌ علی اکبر مجدراد
تاریخ انتشار :‌ 1394/12/07
تعداد نمایش :‌ 648

«زن ذلیلم» می‌تکانم خانه را با همسرم می‌تکاند جیب من را دلبرم می‌زند زیر کَپَل پاشو کچل می‌پراند خواب ناز از این سرم عید جمعه رو عزا کرده برام لامروّت فکرش اینه خاورم باز می‌خوابم که شاید ول کند چرت را با داد او هی می‌پرم لیست هر شوینده‌ای در دست من ائتلاف پودرها را می‌خرم! دخل و خرجم نیست جور ای باوفا می‌کشم چک شرخران را می‌برم! زن ذلیلم زن ‌زند توی سرم تی بکش قالی بروفان شوهرم روزنامه‌ می‌چپاند دست من شیشه شورم وای برمن مادرم با نگاهش خیس شیشه می‌کنم زن سوارم می‌شود چونکه خرم! چشم‌هایم توی کوچه می‌دود جون هلو رو خاک عالم برسرم عاشقم جون ننش پس می‌زنم پرده‌ها را پشت شیشه لاجرم مرغ عشقم می‌کَنَد بال و پرم جونْ شما مثل خروسی پنچرم فکر می‌کردم نباشد مرده‌ام حیف بازی کرده او با باورم توی گوشم هدفونست و باقرم خوب می‌دانید چاکر اکبرم و باللّه توفیق

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای مجدِ عزیز، سلام علیکم. .................................................. توی گوشش،هِدفونست وباقِرست خوب می دانید،چاکراکبرم.......... ......................................................... نبینم شما رابه این روز، جنابِ مجد.گرچه این روزها همه به این درد ،دُچاریم امّا فکرنمی کنم به ان سِفت وسختی. به هرحال ،خداقوّت........طنزِ زیبایی ست .موفق باشید انشاءا...........
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
سلام سپاس استاد بزرگوارم، زیبا می بینید ...
پاسخ
0
user
سلام...به زیبایی به تصویر کشیده اید جناب مجد...دلت شاد
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف-راهی)
ممنونم برادر عزیزم
پاسخ
0
user
دوست خوبم جناب مجد عزیز سلام و علیکم . وقتی شعرتان را می خواندم بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شده بود نمی دانم بحال شما می گریستم و یا باید بحال خودم . به هرحال شعرتان به دل نشست . پاینده باشید .
پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبربهرامی
دلتان شاد دوست خوبم امیدوارم شعری بگویم که لبخند بر لبان شما بنشاند
پاسخ
0
user
جناب راد طنز زیبایی است ... آرایه مبالغه به وضوح دیده می شود .. !!
پاسخ
0
user
در پاسخ به هانیه فروزنده
درود شعر است و اغراق و مبالغه آن هم اگر نوع طنزش باشد که بیشتر... سپاس از حضورتان
پاسخ
0
user
درود بر دوست عزیزم جناب راد اول صبح از خواندن شعر زیبایتان غش کردم دلتان همیشه شاد باشد
پاسخ
0
user
در پاسخ به تردید
ای جان عزیز دلمی انشاا... همیشه شاد باشی و لبخند روی لبات باشه یا علی
پاسخ
0
user
درود بر جناب مجد راد طنز جالبی است محظوظ گشتم
پاسخ
0
user
در پاسخ به دادا بیلوردی
حضورتان مایه دلگرمیست چشم رنجه کردید
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب مجدراد عزیز، اعترافات شجاعانه! و جالبی است از زبان مردان روزگار. احسنت. در پناه خداوند متعال باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
سلام استاد کریمی عزیز تشویق شما شوقی مضاعف است برایم در پناه حضرت حق شاد و سلامت باشید.
پاسخ
0
user
جناب مجدراد شعر طنز جالبی است.امید است امسال چاره ای بیندیشید!...
پاسخ
0
user
در پاسخ به آرمینا
سلام بانوی مهربان این درد فراگیر است؛ باید زودتر شست و سابید چاره اش همین است دلتان شاد
پاسخ
0