bg
برف می بارید و من ...
شاعر :‌ دادا بیلوردی
تاریخ انتشار :‌ 1394/09/14
تعداد نمایش :‌ 511

*

برف میبارید و من

مات و حیران بر سپیدیِ چمن

می شدم غـرقِ تـماشـای جهـان ِ خـویشتـن

بیگمان پوسیده خواهد گشت تن

روزگاری در کفن

*

برف می بارید و باز

غنچه می نالید از سوز ِ اَیـاز

موی اسپیدِ سرم می داد بوی مرگ را

نصف شب من در تقلّا و نیاز

یاسمن در خواب ناز

*

ناگهان آمد ندا

چونکه دادا زین قفس گردد رها

در بهاران پیکرش مانندِ گل خواهد سرود

این طبیعت را بـه فرمان خدا

سبزتر از هر صدا

*

 

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
درود استاد دادا تشنگان سیراب می شوند از خروش ناب چشمه ی زلالتان دمتان گرم بزرگوار
پاسخ
0
user
دادای عزیز و گرامی سلام علیکم احسنت به شما که مشتاقانه و با شور و نشاط به استقبال این نورسیده شتافتی آنهم با سروده ای ناب در پناه حق
پاسخ
0
user
بسیار زیباست...سلام بر جناب دادای گرامی
پاسخ
0