امروز صبح روزی دگرست صبح سلام آسمان را طلوعی دگرست صبح سلام کودکی که تا دیروز مینوشت: آب، بابا، نان داد حال، او خود بابایی دگرست صبح سلام میدود در پِیِ نان تا که شاید فهمد در پی آن نان دادن چند بابا جان دادند