bg
صبح سلام
شاعر :‌ علی اکبر مجدراد
تاریخ انتشار :‌ 1393/12/17
تعداد نمایش :‌ 313

امروز صبح روزی دگرست صبح سلام آسمان را طلوعی دگرست صبح سلام کودکی که تا دیروز مینوشت: آب، بابا، نان داد حال، او خود بابایی دگرست صبح سلام میدود در پِیِ نان تا که شاید فهمد در پی آن نان دادن چند بابا جان دادند

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
درود به شما سرور گرامی جناب آقای مجدراد خواندم سپید شما را قطعه غمناکی بود
پاسخ
0
user
در پاسخ به سیدعلیرضا رئیسی گرگانی
چشم رنجه کردید دوست قدیمی
پاسخ
0
user
جناب راد درود موفق باشيد
پاسخ
0
user
در پاسخ به ترديد
درود بر شما محبت شما را ارج می نهم
پاسخ
0
user
جناب آقای مجدِ رادِ غزیز،سلام علیکم. ........................................................... تاکه شاید فهمد..... درپِیِ نان دادن.... چند بابا جان داد.. ................................. بر(دیوانه)ببخشید ...به ایمیلتان مطمئن نبودم ،واِلاّ ...آنجا می نوشتم.......موفق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا..شیخی مهرآبادی(دیوانه)
سلام استاد گلم اینجا و آنجا ندارد هرجا شما باشید کلاس درسی است برای ما نقدت را به جان خریدارم
پاسخ
0
user
سلام بر شما جناب مجد عزیز زیبا بود
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی
سلام برادر گلم جناب خانمحمدی چشم رنجه کردید
پاسخ
0