bg
پایان تازه
شاعر :‌ علی اکبر مجدراد
تاریخ انتشار :‌ 1393/09/19
تعداد نمایش :‌ 302

دل من روی گسل واقع شدست باز لرزید لبریز از هوسی، تازه شدست از بس که شیخ دست و پای شعرم رابستست... این بار عاشق دختری در سایه شدست نور دیوار حرکت این آغاز یک پایان تازه شدست

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام جناب مجد عزیز بهره مند شدم
پاسخ
0
user
درودبرشما داداش ...زیبابود
پاسخ
0
user
جناب آقای مجدِ رادِ عزیز،سلام علیکم. امیدوارم این شیخ(دیوانه)نباشد که دست وپای شعرت رابسته است...خسته نباشید دوستِ گرامی.
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب مجدراد عزیز، سروده جالبی است.احسنت. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
بسیار زیبا و دل نشین بود آقای راد ......
پاسخ
0
user
سلام استاد عزیزم جناب شیخی اتفاقا این کلمه ی شیخ هنگام سرودن من را یاد شما انداخت و انتظار این جمله را از شما داشتم... شما که راهگشای شعر ما دوستان هستید.
پاسخ
0
user
درود به تمامی دوستانم که منت بر من و شعرم میگذارند
پاسخ
0
user
شعر زیبایی بود دلچسب و دلنواز زنده باشی و بنگاری و باز از اشعارتان استفاده کنیم
پاسخ
0
user
درود بر شاعر جوان سرشار از احساس و زیبایی .
پاسخ
0
user
از شعرتان بسیار لذت بردم،دوست گرامی.
پاسخ
0
user
سلام و درود جناب راد عزیز خیلی عالی و جالب بود مرسییییی یاعلی
پاسخ
0