bg
بیاد استاد اباصلت صادقی
شاعر :‌ رعنا امیریان
تاریخ انتشار :‌ 1393/08/15
تعداد نمایش :‌ 678

از روز رفتنت به سفر ، گریه می کنم شب تا سپیدی سحر ، گریه می کنم کنج مزار اینهمه آدم نشسته ام تنها برای یک دو نفر ، گریه می کنم خطت مثال قلب من ،تنها ، شکسته بود حق را بده به من تو، اگر گریه میکنم در زیر پای رهگذر آرام خفته ای بنشسته ام میان گذر ، گریه می کنم چشمان من زهجر رویت بی رمق شده فهمیده ای خودت چه قَدَر گریه می کنم؟

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام و عرض ادب و احترام خدمت اساتید ارجمندم حس میکنم این غزل اشکالاتی دارد اگر این چنین است لطفا گوشزد بفرمایید بالاخره هر چه باشد حقیر هنوز هم شاگرد ترکه خور این کلاسم..
پاسخ
0
user
با کسب اجازه از سنا بانو واساتید گرانقدر بنده به این شکل اگر جسارت نکرده باشم تغییر دادم از روز رفتنت به سفر ، گریه می کنم شب تا سحر ، به زیر قمرگریه می کنم کنج مزار این همه آدم نشسته ام تنها برای یک دو نفر ، گریه می کنم خطت مثال قلب من اینجا شکسته بود حق را بده به من تو، اگر گریه میکنم در زیر پای رهگذران آرمیده ای بنشسته ام میان گذر ، گریه می کنم چشمان من زهجر رخت بی رمق شده حیف است ندیده ای چه قَدَر گریه می کنم؟
پاسخ
0
user
در پاسخ به حسین عابدی
سلام استاد عابدی بزرگوار زیبا بود فوق العاده دست مریزاد از شما ممنونم
پاسخ
0
user
خانم امیریان عزیز کارخوبی بود.اما اشکال وزنی که اشاره کردید همان اشکالی است که در سنوات گذشته هم داشتید یعنی همیشه در انتخاب این وزن روی هجای کوتاه شماره 9 اشکال دارید و من همیشه همین نکته را به شما یادآور شدم جای تعجب است که نخواستید این مورد را رفع کنید.نا گفته نگذارم که شما از 10 مصراع این سروده ، 7 مصراع را درست سرودهاید بنابر این باید گفت که فقط دقت کافی اعمال نمی فرمایید وزن این شعر چنین است: مستفعلن مفاعل مسفتعلن فعل - - ل -/ل - ل ل/- - ل -/ل - در این سروده شما هم همان اشکال در مصاریع 2-6-9 وجود دارد که شاعر گرامی جناب عابدی بخوبی اصلاح کردند و من با این که قبل از مشاهده اصلاحیه ایشان ،اصلاحیه ای داشتم دیگر پیشنهاد نمی کنم.اما اگر خواستید مصراع دوم را بدون تغییر قافیه اصلاح کنید مصراع زیر را پیشنهادمی کنم : هر شب ز غصه تا به سحر گریه می کنم. تکرار می کنم که مصراع پیشنهادی جناب عابدی جالب است.
پاسخ
0
user
در پاسخ به عباس حاکی
سلام استاد عزیزم حالتون چطوره؟ استاد اقرار می کنم که تنبل ترین شاگرد کلاس شما رعناست قصدا این کار را روی سایت آوردم تا شاید در جمع تنبیهم کنید و من اشکالاتم را رفع نمایم برایم واقعا غیر قابل باور و عجیب است که هر چه شما این مورد تکراری را تذکر میدهید و من باز در همان نقطه با اشکال مواجهم دارم از خودم نا امید میشم وآلله..
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ اللهم الرزقنا فی الدنیا زیاره الحسین و فی الآخره شفاعه الحسین بانوی گرامی، سروده پراحساس و زیبایی است. احسنت. انشاء الله روح مرحوم استاد صادقی شاد باشد و از رحمت های الهی بهره مند گردد. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
سلام و درود بر شما استاد کریمی نازنین ان شاالله زیارت هر ساله ی کربلا نصیبتان شود
پاسخ
0
user
سرکارخانم امیریانِ گرامی،سلام علیکم. چه خوب که بازهم دراین فضای مجازی،چشممان به دیدارتان روشن می شود،وچه حوبتر که بااین کارِ پسندیده تان...به من هم آموزش می دهید که نقد پذیر باشم..که انسان هیچگاه ازخطا،مُبّرا نیست...وجایز نیست که بادوسه خط(مثلاً)شعرگفتن....بزرگانِ وادیِ ادب راهم انکارکنیم...مؤّید باشید انشاءا....
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا..شیخی مهرآبادی (دیوانه)
سلام و درود بر شما استاد دیوانه ی من بنده همیشه شاگرد و خاک پای شما اساتید بزرگوارم هستم و بخود می بالم که در کلاس درس شما همچنان می آموزم
پاسخ
0
user
از شعر زیبایتان لذت بردم. خوشحال میشوم در مورد شعرهایم نظر دهید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به آرمینا
سلام و عرض خوشامد خدمت شما بزرگوار از اینکه به خط خطی های حقیرسر زدید ممنونم چشم شعرهایتان را با چشم دل خواهم خواند
پاسخ
0
user
درود گریه از زندگیتان دور باد قلم هنرمندی دارید خیلی زیبا می نویسید بانو
پاسخ
0
user
در پاسخ به محمد فلاح
سلام محمد از اینکه سر زدی ممنونم زنده باشی و برقرار...
پاسخ
0
user
درود بر بانوی مهربانی چشمه های احساستان همواره جوشان و انشالله بجای گریه ازین پس خروشان از شادی...
پاسخ
0
user
در پاسخ به علی اکبر مجدراد
سلام بر آقای مجد راد بزرگ همیشه نسبت به این حقیر لطف داشته اید از شما ممنونم
پاسخ
0
user
درودها ...احسنت بانو رعنا..زیبا بود
پاسخ
0
user
سلام اگر اجازه بفرمایید بنا بر خواست شما من هم در ویرایش این شعر سهمی داشته باشم از روز رفتنت به سفر ، گریه می کنم شبها دوباره بار دگر ، گریه می کنم کنج مزارِ اینهمه آدم نشسته ام تنها برای یک دو نفر ، گریه می کنم خطت شبیه قلب من اینجا ، شکسته است حق را به من بده ،تواگر گریه میکنم در زیر پای رهگذران، در نظاره ای من خسته در کنار گذر ، گریه می کنم چشمان من به حسرت تو درد می کشد حالابیا ببین چِقَدَر ، گریه می کنم!!. شاعرخانوم رعنا امیریان. قلمتان سبز
پاسخ
0
user
در پاسخ به سیدخلیل(مسعود) حاکم زاده
از لطف شما بسیار سپاسگزارم استاد حاکم زاده عزیز
پاسخ
0