مرا رسوای عالم کرده این شعر ربود از دردهایم پرده این شعر دلم میخواست زیباتر بخوانم ولی سرشار درده , درده این شعر غمی با این دل من راه آمد به قلبم مصرعی ناگاه آمد صدا کردم غزل را , مثنوی را دوبیتی بادلم کوتاه آمد از دست جنون شکایتی دارد دل با عشق و غزل حکایتی دارد دل باید به حساب اینهمه غم برسم حتما به غمش نهایتی دارد دل
به به سلام رعنا خانم عزیز
بعد از قرنی بالاخره کلبه مزین به اشعار زیبای شما می شود
رسوای دوعالم شده ای با شعرت
چون شاعره ی غم شده ای با شعرت
از دست جنون از چه شکایت داری؟
انگشت نما هم شده ای با شعرت
سلامت و شاد باشید
سلام بر استاد بداهه های زیبا رعنا خانم
آواره نه ای که مست و شیدا هستی
خورشید صفت به شعر پیدا هستی
هرجا بروی قریحه ها گل بکند
انگار تو در شعر هویدا هستی
سلامت باشی
سلام و درود بر شما؛
میلاد امام رضا صلوات الله علیه مبارک باد.
بانوی گرامی، سروده های بسیار زیبایی هستند. احسنت.
از اینکه دوباره ما را به خواندن سروده های زیبای خود مهمان نموده اید، بسیار خرسندم.
در پناه خداوند متعال باشید.