bg
محمدعلی ساکی
1399/06/20
38

همگام دل گرفته آهنگ بزن.
برسایه ی ابلیس درون سنگ بزن.

درنیمه شبی که تا سحر بارانیست.
با قلب شکسته به خدا زنگ بزن.

محمد علی ساکی
فريدون نوروززاده
1399/04/13
54

مي ايستد و از كش و فش مي افتد

در سينه به شور و كشمكش مي افتد

 چشمان تو از كار مي اندازد زود

هر قلب كه در تيررس اش مي افتد

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
51

شب بود و تو بودي و من و بركه و ماه

يك چاشني  ِ خيال با ما همراه

هر بار به زيبايي ِ تو مي گفتم:

"لاحول ولا قوّة الّا بالله"

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
49

تاريخ شويد و باز تكرار شويد

منصور شويد و زينت ِ دار شويد

گرگ آمده و يكي يكي مي بلعد 

اي اهل خيال و حال! بيدار شويد..

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
54

چون پارچه از درازي و بر مي زد

هر بار به يك طريق ديگر مي زد

من سارق شعر چشم ها تان بودم 

شب ها كه به اشعار شما سر مي زد

#فريدون_نوروززاده 

عباس حاکی
1399/03/21
69

 رباعیات

از لحظه ی دیدار سخن می گفتی
از شادی ی بسیار سخن می گفتی
دیدی که یکی نشد دو بودن هامان
تو با  مـن از یکی شدن  می گفتی

گفتی  با  مـن  همـراهی ، اما کو
همـراهـی  تـا   پـایـان  دنیـا ،  کو
گفتی  پیمان  داری  با  مـن  فـردا
امروزت خوش،گر بودی ـ فردا کو

رامی  امـا  طبعی  سرکش  داری
گاهی سختی  گاهی  نرمش داری
داری مهـری با مـن ای گل ،  اما
خاری هم تیز و پـر سوزش داری

گر با  من بودی  دنیا  با  من بود
هرشادی بودازهـر جا  با  من بود
امـا  رفتی  بـا  خـود  تنها  مـانـدم
کاش ای گل عشقت تنها با من بود

من  در جانـم  دردی  پنهـان دارم
امـا  بـر خـود  آن  را  آسان دارم
دارم  زخمی در دل  گرچه خونین
حاشـا خواهـم  بـر آن درمـان دارم

تا کی در دل  از غـم  مـاتـم  گیرم
کـو دستی تـا آن  را  محکـم گیرم
هـرگز نتـوان از غـم  تنها  دم  زد
تنهـا  نتـوان ،  بـایـد  همـدم  گیرم

بسیـار  سخـن  ز  نـاتـوانـی  گفتم
از عشق  که  بود  در جوانی گفتم
سنگی است  نهاده  بـر مـزار ایام
یعنـی  ز  گـذارِ  زنـد گانـی  گفتم
۱۹/۳/۹۹

 
خسرو ایرانی
1399/03/10
28

آدم از نا فهمی بندگی آدم کرد

او طلا داشت ولی نذر قباد و جم کرد

یعنی که در غلامی ز سگی خوار تر است

من ندیدم که سگ پیش سگی سر خم کرد

 

                                                        (خسرو)

خسرو درّودی
1399/03/09
33

ای گل،ای زیبای من،باد صبا،برای تو

ای زیبای من،ای صنما،جان جهان،فدای تو

باد صبا،جان جهان،ای ساقیا،بهای تو

برای تو،فدای تو،بهای تو،نمای تو

 

این شعر را افقی و عمودی بخوانید یکیست.

مرتضی دولت ابادی
1399/03/07
30

محکومِ ستم همیشه در یاد‌ِ علی است

وقتی که زمانه تشنه ی دادِ علی است

 

خورشید  چگونه  می تواند باشد

تابنده تر از شبی که میلاد علی است؟ 

فريدون نوروززاده
1399/02/22
89

ماه رمضان و... پس ِ شب مي چسپد

با ذكر قشنگ ربّ! و رب! مي چسپد

مادر كه هميشه دست ْپختش عاليست

نان هاي تنوري اش عجب مي چسپد

 

فريدون نوروززاده

فريدون نوروززاده
1399/02/12
59

 

از چشم غزالي ات غزل مي چينم

از گوشه ى لبهات عسل مي چيم

در مزرع آغوش تو مي آيم و گل

دسته دسته بغل بغل مي چينم

#فريدون_نوروززاده 

 

طاهر قاسمی
1399/01/25
68

دل تنگ شدم باز برایت برگرد
با خنده و با ناز و ادایت برگرد

من منتــظر زیارت روی تو ام
ای عشق تو را روی خدایت برگرد

قاسمی

فريدون نوروززاده
1399/01/11
51

با برگ و بر و بهار ما كار نداشت

با شعر و شر و شعار ما كار نداشت

يك وقت، خدا چنان خدايي مي كرد

حتّا كه خودش به كار ما كار نداشت 

 

فريدون نوروززاده

فريدون نوروززاده
1399/01/11
49

"كوزه گر و كوزه" مست از اينترنت

"بازار بتان شكست" از اينترنت

ديگر نه شراب حافظ و نه خيّام...

تنهايي ما پر است از اينترنت

 

فريدون نوروززاده

محمدعلی ساکی
1398/08/19
69

با تکیه به شک  اهل یقین خواهی شد

تردید نکن واقع بین خواهی شد

 

باران که ببارد و زمین سیر شود

درباغ بهار خوشه چین خواهی شد

 

محمدعلی ساکی

محمدعلی ساکی
1398/08/08
73

گاهی کم و گاه یک نفس می خواند

آواز به میل همه کس می خواند

 

بی شک که به یاد آسمان می افتد

وقتی که پرنده در قفس می خواند

 

محمدعلی ساکی

 

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1398/05/13
88

زاغ   آمد   لاله   به   منقار   گرفت

خون  در  رگ  ما  نوای  تکرار  گرفت

غم پاسخ  خودخواهی ما را این داد

بر مرکب دل نشست و افسار گرفت

 

 

مصرع اول:مهستی گنجوی

ابوالقاسم کریمی

یکشنبه 13 مرداد 1398

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1398/04/05
95

این  زندگی  دست درازی  دارد

هر کس به دلش قصه و رازی دارد

لبخند بزن به مشکلت گریه نکن

هر  آدم  زنده ای  نیازی  دارد

 

 

12/خرداد/1398

فريدون نوروززاده
1398/01/07
156

سردي! و دلي گرم نكردي اي سيل!

ويرانگري! آزرم نكردي اي سيل!

شهرش را زنده زنده بلعيدي و...

از حافظ هم شرم نكردي اي سيل!

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1398/01/07
124

با شعر و گل و فال... كسي نگرفتش

جشن ِ طرب و حال... كسي نگرفتش

از بس كه شكسته ايم، نوروز آمد 

تحويل هم امسال كسي نگرفتش

#فريدون_نوروززاده