bg
فريدون نوروززاده
1400/02/16
48

گلاب و زينت گلدان من نيست

بهاري در بهارستان من نيست

هميشه دست بوسش بودم امّا

دراين نوروز مادرجان من نيست

#فريدون_نوروززاده

روح رفتگان شاد🕋🌷

فريدون نوروززاده
1400/02/16
50

خيالش هر طرف پرواز مي كرد 

سر هر قصه اي را باز مي كرد

خيابان زير پاي كودك كار

چه در هايي به رويش باز مي كرد

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1400/02/16
49

كتاب و مشق و انشاي مرتّب...

و شاگردان ِ زيبا  و مودّب...

چه حالي مي دهد يك بار ديگر

كه بنشينيم پشت ميز مكتب

#فريدون_نوروززاده

فريدون نوروززاده
1400/02/16
48

كتاب و مشق و انشاي مرتّب...

و شاگردان ِ زيبا و مودّب...

چه حالي مي دهد يك بار ديگر

كه بنشينيم پشت ميز مكتب

#فريدون_نوروززاده

فريدون نوروززاده
1400/02/16
46

 

چهار ديواري ِ خانه

انگار روي دلم 

آب داغ مي ريخت

بي چتر 

رفتيم زير باران 

من و درخت گيلاس

دور از چشم آسمان

چه روز هاي دلگيري بود

روز هاي قرنتينه

 

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1400/02/16
33

از مسند عشق بركنارم كرده

با سنگ اميد سنگسارم كرده

با اين دل ِ تنگ مي برم بارت را

دلتنگي عجيب بردبارم كرده

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1400/01/07
175

به آتشكار هاي دوزخ از جنّت پيام آمد

كه آنجا يك بهشتي آمده نامش فريدون است

نسوزانيد و از آتش كمي دورش نگهداريد

كه بدجوري از آتشخانه ى دنيا دلش خون است

حواس تان به او باشد كه حتا انكر و منكر 

نپرسندش كه اي ديوانه جان! اين چند و آن چون است

يقيناً اشتباهي آمده، حكمش دروغ است و

دروغ است اين كه معتاد شراب و بنگ و افيون است

دروغ است اين كه مي گويند: گير دختر كابل...

و يا درگير مهرويان بالاشهر  ِ"تهرون" است

گناه او فقط اين است: گاهي شعر مي گويد

ولي قلبش شبيه سوره ى والّتين وُ زيتون است

نه شاعر مي شود ناميدش و نه عارف و عاشق

فقط يك مرد معمولي كه دنيايش دگرگون است

خلاصه، لطفاً اخراجش كنيد اكنون كه برگردد

به سوي ما كه جايش فوق العاده امن و مصئون است

.....

نوشته روز ديگر، صفحه ى "جنتمكان دات كام" (jannat-makon.com):

كه جنّت از حضور حضرتش بسيار ممنون است

#فريدون_نوروززاده 

 

فريدون نوروززاده
1400/01/07
93

شكست و خستگي روح ما را

صداي سينه ى مجروح ما را

ببار اي برف ناز آرااااام، آراااام

به زيرت دفن كن اندوه ما را

#فريدون_نوروززاده 

#دوبيتي

فريدون نوروززاده
1400/01/07
97

 

چنانچه ظاهري آشفته دارد

دلي مانند شيري خفته دارد

"شب" اين موجود زيبا با سكوتش

هزاران قصّه ى ناگفته دارد

#فريدون_نوروززاده

فريدون نوروززاده
1400/01/07
94

شكست و چهره هاي مات مان را

ببيند غصه و هيهات مان را

شب جمعه ست، مي خواهم خداوند

بيامرزد همه اموات مان را

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1400/01/07
95

نه اينجايي و نه آنجا... كجايي؟

كه نشنيدي صدايم را... كجايي؟

كه بغض ما به تركيدن رسيده 

بگو جان پدر! آيا كجايي؟

#فريدون_نوروززاده

پس از حمله انتحاري در دانشگاه كابل، وقتي مبايل هاي شهدا را جمع آوري كردند به تلفني برخوردند كه ١٤٢ بار زنگ خورده بود و اين پيام:

(جان پدر كجاستي؟)

فريدون نوروززاده
1399/11/06
336

 

ازاين عرياني عريان تر بسازم

و عاشقـْـــشاعر  ِ برتر بسازم

خودم را، سعي دارم با دوبيتي

كه باباطاهري ديگر بسازم

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/11/02
188

نه با خَم خَم برايم دام بگذار

نه شهد ِ زهر را در كام بگذار

فقط همسايه ى صياد! لطفاً

مرا در خانه ام آرام بگذار

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/11/01
183

حصار رنگ رنگ دلربايي...

نمايشگاه پَر هاي طلايي...

قناري جان! ازاين سلّول ِ بي رحم

بپر تا قله ى سبز رهايي

#فريدون_نوروززاده

 

فريدون نوروززاده
1399/11/01
183

 

#دو-دوبيتي مرتبط

ازاينجا رفته ام؟... 

پيش خدايم؟

رها در امتداد باد هايم؟

چنان غرق خودم اين روز ها كه

فراموشم شده اصلاً كجايم

 ....

گُمي در خود بدون رد پايي

رها از هر تكاپو و صدايي

فريدون خان! بخواب آرام! شب خوش

تو ديگر نيستي در هيچ جايي

#فريدون_نوروززاده 

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1399/11/01
205

آنان

که پرنده صلح را ،

به قلب حصار تبعید کردند .


از سنگ ریزه های معبدی ویران

خدایی ساختند ،

به نام سرنوشت .

****

ابوالقاسم کریمی

تهران-ورامین

 

 

فريدون نوروززاده
1399/11/01
196

شكوه شعر هاي رودكي را

دو كفش تابتاي مودكي را

چه خواهد شد بياري چند لحظه،

خدا جان! 

روز هاي كودكي را؟

#فريدون_نوروززاده 

 

*مودكي به گويش فارسي محلي كابل: برابر به مُد روز

فريدون نوروززاده
1399/11/01
171

من اين دُر دانه ى پاكيزه ى ناب

من اين يخ بسته ى دلسرد بي تاب

منم چون ژاله اى افتاده بر خاك

كه برداريش، آني مي شود آب

#فريدون_نوروززاده 

*ژاله= تگرگ

فريدون نوروززاده
1399/10/30
169

شبي بردار از روي خيابان

تنم را بي كفن، بي غسل، عريان

ته ِ جنگل بيندازش كه باشد

غذاي بَبْر هاي تيز دندان

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/10/30
164

 

گل نارنجي ِ پاييز بفرست

پر از اشعار شورانگيز بفرست

برايت مي فرستم كابل و تو

اگر شد يك سبز تبريز بفرست

#فريدون_نوروززاده