bg
فريدون نوروززاده
1399/04/13
49

-هواي كودكي، دنياي خوبم

كتاب و تخته و انشاي خوبم

دلم اين روز ها بسيار تنگ است

براي همكلاسي هاي خوبم

#فريدون_نوروززاده

فريدون نوروززاده
1399/04/13
16

مي ايستد و از كش و فش مي افتد

در سينه به شور و كشمكش مي افتد

 چشمان تو از كار مي اندازد زود

هر قلب كه در تيررس اش مي افتد

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
15

به گل هاي سفيد دامن خود

به صرف چايي ِ آويشن خود

اگر شد بي تعارف دعوتم كن

شبي در خلوت پيراهن خود

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
14

شب بود و تو بودي و من و بركه و ماه

يك چاشني  ِ خيال با ما همراه

هر بار به زيبايي ِ تو مي گفتم:

"لاحول ولا قوّة الّا بالله"

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
18

پر از امّيد و خالي از اميد است

خرابي هاي آن خيلي شديد است 

مرا وادار كرده رقص موهات... 

وگرنه عاشقي از من بعيد است

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
16

چون پارچه از درازي و بر مي زد

هر بار به يك طريق ديگر مي زد

من سارق شعر چشم ها تان بودم 

شب ها كه به اشعار شما سر مي زد

#فريدون_نوروززاده 

فريدون نوروززاده
1399/04/13
6

اگر شد يا نشد... باشيم با هم

هميشه بين خود باشيم با هم

نخود من مي شوم، كشمش تو! يعني

بيا كشمش نخود باشيم با هم

#فريدون_نوروززاده

فريدون نوروززاده
1399/04/13
7

چه صلح و چه نفاق اصلاً تو بودي

كه افتاد اتفاق اصلاً تو بودي

دليل جنگ هاي هشت ساله

در ايران و عراق اصلاً تو بودي

 

فريدون نوروززاده

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1399/03/19
21

گذشته را از دست دادیم

و آینده از آن مردگان است ،

بیا

فردا را

امروز زندگی کنیم

تا در سرزمینی که هیچ کس

خودش نیست،

خودمان باشیم

.

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1399/03/19
19

گذشته را از دست دادیم

و آینده از آن مردگان است ،

بیا

فردا را

امروز زندگی کنیم

تا در سرزمینی که هیچ کس

خودش نیست،

خودمان باشیم

.

خسرو درّودی
1399/03/09
20

ای گل،ای زیبای من،باد صبا،برای تو

ای زیبای من،ای صنما،جان جهان،فدای تو

باد صبا،جان جهان،ای ساقیا،بهای تو

برای تو،فدای تو،بهای تو،نمای تو

 

این شعر را افقی و عمودی بخوانید یکیست.

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1399/03/01
26

.

بارانی ترین ابرها

تقدیم چشمان تو باد

بی وفا

فريدون نوروززاده
1399/02/12
35

 

از چشم غزالي ات غزل مي چينم

از گوشه ى لبهات عسل مي چيم

در مزرع آغوش تو مي آيم و گل

دسته دسته بغل بغل مي چينم

#فريدون_نوروززاده 

 

فريدون نوروززاده
1399/02/12
37

شبيه برگ سرگردان كوچه

به دست باد نافرمان كوچه

براي ديدنت راهي ّ ام عمريست

شبي صد بار تا پايان كوچه

#فريدون_نوروززاده

طاهر قاسمی
1399/01/25
50

دل تنگ شدم باز برایت برگرد
با خنده و با ناز و ادایت برگرد

من منتــظر زیارت روی تو ام
ای عشق تو را روی خدایت برگرد

قاسمی

فريدون نوروززاده
1399/01/11
66

دوباره مبتلاي قيل و قالت

دوباره پايبند شور و حالت

به جرم عاشقي امشب دوباره

شدم تبعيد در شهر خيالت

 

فريدون نوروززاده

محمد هوشمند
دفتر پاره هوشمند
1398/10/05
58


کس نپرسید زمن از  غم لیلا چه خبر
از دل عاشق و زندانی و شیدا چه خبر

در سرم نیست هوایی بجز از وصل نگار
مستم و مست نداند که زدنیا چه خبر

کو طبیبی که به زخم دل ما نسخه دهد
نوشداروی دلم کو  ز مداوا چه خبر

شدم اواره ره عشق نشانم بدهید
تا بدانم که در انسوی تمنا چه خبر

یار در پرده و من گمشده و در به درم
در ثری مانده چه نداند به ثریا چه خبر

ماهی بخت من از آب روان دور شده
تنگ شد زندگی  از وسعت دریا چه خبر

من که از  نعمت دیدار  رخش محرومم
خبر ارید کز ان قامت طوبا چه خبر

مدتی هست که از هستی خود بی خبرم
رفت امروز  چنین وز غم فردا چه خبر

تا دم مرگ بیاد لب او مدهوشم
باز گویید بمن وزلب گویا چه خبر
#مدهوش

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1398/10/04
68

گورستانِ خاموش

خانه ام ،

بدون زن

____________

***یا***

____________

خاموش

مانند گورستان

خانه ام ،

بدون زن

___________

ابوالقاسم کریمی - فرزندزمین

چهارشنبه - ۴ دی ۱۳۹۸

تهران - ورامین

ساعت:01:24

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1398/09/25
57




1
صداقت
سادگی نیست
مذهبی ست ،
با پیروان کم
2
پهلو گرفته است
کَشتی ایمانم
در بندر شک

***یا***

پهلو گرفته است
در بندر شک
کَشتی ایمانم
3
سنگ ها 
حمام آفتاب میگیرند
در شور زاری که نامش ،
دریاچه است
4
باران است این
که به پنجره
مشت میزند؟
یا نفرین زنیست
که بر جنازه ی سربازان
می بارد؟
5
سدی
برابر سیل غم ،
مرد خوب

***یا***

مرد خوب
سدی
 برابر سیل غم
6
طلاق گرفته است
زنی  که سرزمین خانه اش را
به یاد خاطرات قدیم ،
قدم می زند
7
ریاضی بلد نیستم
تو جمع بزن ،
فاصله ها را
8
در من جاری ست
رودی که سرچشمه اش
زلال ترین اشک ماهی ها را
تاب می آورد
9
باغچه ای هستم که کرمها
تمام تنم را محاصره کرده اند
خرده مگیر که چرا در من
گلی نمی روید
10
دست تکان میدهم
برای قطاری که
جیغ می کشد
تنهایی ام را
11
فرقی نمی کند
دریا باشی
یا
کویر

تو،


اسیر تنگ کوچکی هستی
به نام زمین.
12
مینویسم ،
صبح بخیر
میخوانی
دوستت دارم
_________

***یا***

_________
مینویسی
صبح بخیر
میخوانم
دوستت دارم
13
در مکتب سرد روزگار
جز غم
نیاموختم.
چراکه مادرم
مرا
در پایتخت اشک
زایید.
14
بوسیدمش ،
لحظه ای ثانیه ها ایستادند
وَ من خوشبختی را
نَفَس کشیدم.
15
خمپاره
آنقدر در شهر تو بارید
که استخوان سربازان مرده
خاکستر شد

اما تو آنقدر
در مدار دلدارت چرخیدی
که دیوار برلین
فرو ریخت.
16
آنان
هبوط کردند
تا تو به آغوشم 
سقوط کنی

وَ این بهترین
 اتفاق زمین است
17
تمام شهر
شاعر می شود
وقتی من
زیر پلک های عاشقت
پرسه میزنم
18
بازندگان دنیا
آدم های بدی نبودند ،
تنها نتوانستند
دروغ را ،
به خوبی بیاموزند.
19
در دستان سرد مرگ
ماهی کوچکی هستیم
که زنده بودن را
زندگی میکند
20
با رفتنت
چرخ ارابه ی تبعید
از بازوی من گذشت
وَ بار دیگر
سکوت
در قلبم ، تکرار شد.
21
آمده بودیم
تا بهاری باشیم ، پر از درخت سرو
یا لااقل
گل پیچکی بنشانیم
در بهشت کوچک عشق
اما
برای باغچه ها
زمستانی هزار ساله شدیم
و عشق را
به زندان سرد سکوت،
حبس کردیم.
22
دستانمان را به هم گره زدیم
تا ناجی جنگل باشیم
اما درختان
ما را به خاطر نیاوردند
چراکه انگشتانمان
بوی تند تبر میداد
و میوه ی خنده هامان
طعم تلخ تمسخر داشت.
23
اینجا ، زمین دیگریست
تنها
با جادوی چراغ میتوان
بر دیوار بلند سکوت
طرحی از
لبخند کشید.
24
با خنجری فولادی
بر دیوار معبدی که عشق را
به تازیانه محکوم کرده بود
نوشتم
"تعصب ممنوع"
25
ما از کدامین فرقه ایم
که مرگ را می پرستیم
و رنج بی پایان زندگی را
زمزمه میکنیم
26
فردا 
در آغوش خاک ، پیدا خواهد شد
نامه ای که امروز
به دستان باد
سپردم
27
کیمیا
به آزادی
تردید نداشتیم
تا آنکه
به دیواری رسیدیم
که بر آن نوشته بودنند
"تبعیدگاه"
28
عشق تو
آن ابریست
که نه می رود
نه می بارد
29
من خورشید را
خواهر عشق خطاب میکنم ،
چراکه هم نام توست.
_________________________
ابوالقاسم کریمی - فرزند زمین
تهران - ورامین
اشعار 1398
 
فريدون نوروززاده
1398/09/22
89

 تو بندابند يك ترجيعبندي

تو با رؤياي شاعر شعروندي

به اين قدقامت بالابلندت

تو برگردان يك شعر بلندي

 

فريدون نوروززاده