bg
سرت بادا سلامت
شاعر :‌ اکبر شیرازی
تاریخ انتشار :‌ 1392/08/27
تعداد نمایش :‌ 524

مرا بستي به رگبار کلامت ........ سرت بادا سلامت

به بي انصافي ام کردي ملامت ....... سرت بادا سلامت

 

نظرها را به من بدبين نمودي .... عجب آسوده بودي؟

ولي من باز مي کردم سلامت ...... سرت بادا سلامت

 

خيالات خودت با غير گفتي .......... گرفتي با درشتي

به جرم نانموده انتقامت ...... سرت بادا سلامت

 

ز تو من ياد مي کردم به خوبي ...... که محبوب القلوبي

نمي گويم که مهر من حرامت ...... سرت بادا سلامت

 

تو گفتي پشت من اوهام خود را .......خيالاتِ نشد را

رسيد از ديگران بر من پيامت ...... سرت بادا سلامت

 

مرا اي بي وفا ديوانه کردي ......... برون از خانه کردي

زدي شش دانگ ، قلبم را بنامت ...... سرت بادا سلامت

 

تو را نفرين نخواهم کرد هرگز .... نگردم سرد هرگز

که من را نیست کاری با مرامت ...... سرت بادا سلامت

 

بخواهم از خدا تا شاد باشی ........  ز غم آزاد باشی

دعاها می کنم هر صبح و شامت ...... سرت بادا سلامت

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
درودبراستادشيرازي عزيز وشعرزيبايتان ،ماهمواره ازمكتب شمااموختيم ياعلي
پاسخ
0
user
در پاسخ به میثم دانایی

درود بر آقا میثم عزیز

ممنونم از محبت شما

من کوچیک شما و همه دوستان هستم

زنده باشید

پاسخ
0
user
احسنت جناب اکبر آقا ی شیرازی....به به ...جالب بود آفرین .. این را می گویند رسم مردانگی و بزرگ منشی  با اینکه به شما بدی کرد باز هم دعای خیرت بدرقه اوست { کی ؟ ) .زنده باشی عزیز....و خیلی خوب ساختید.احسنت.  
پاسخ
0
user
در پاسخ به عباس حاکی

درود بر شما استاد عزیز

قربان یک بار در سیمین ساق فکر کنم بود در مورد یکی از اشعار زیبایتان همین سوال را از شما کردم فرمودید شعر است و کس خاصی نیست . من هم شاگرد شما هستم . جواب من هم همان است :)

ولی در کل خمیرمایه ی وجودی من با نفرین و انتقام و مقابله به مثل ساخته نشده است

از نظر لطفتون در مورد شعر متشکرم البته بعضی جاهاش را به نظرم میشه بهتر کرد اگر وقت و حوصله مجال بدهد

زنده و شاد باشید

پاسخ
0
user
درود بر جناب شیرازی بهره مند شدم از احساس زیبایتان
پاسخ
0
user
در پاسخ به دادا

درود بر جناب آقای دادای عزیز

متشکرم از نظر لطف شما

زنده باشید

پاسخ
0
user
سلام به دوست عزیزم جناب شیرازی احتمالا منظورتان که  بنده نبوده ام آنقدر به ما سر نزده اید که تصور شد نکند از ما رنجشی دارید  شوخی کردم ، می دانم که این چنین نیست و گرفتاری ها ی روزمره باعث کمرنگ شدن حضورتان شده است دوستتان داریم و برایتان دعاگو هستم چه بیائید و چه نیائید برادر جان زنده باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به محمد محسن خادم پور

سلام قربان

جناب آقای خادم پور حضرتعالی از ارادت زیاد بنده به خودتان آگاه هستید و نیاز به بیان نیست . عدم توفیق شرفیابی خدمت شما و سایر دوستان را به کم سعادتی ام نسبت دهید و نه جسارت . مگر میشود از بزرگوارانی مثل شما رنجید ؟

نامساعدی حال و فشار و حجم کار و مسائل حاشیه ای این توفیق را از من سلب کرده است که امیدوارم بتوانم بیشتر در خدمتگزاری حاضر باشم

تمام ارزش دنیا اگر ارزشی داشته باشد فقط به همین دوستیها و مهربانیها و همراهی هاست

سپاسگزارم از مهرتان مهربان

برقرار باشید

پاسخ
0
user
سلام و درود عزاداري ها قبول كم پيدا هستيد :( چشم به راه اشعار شما هستيم هميشه التماس دعا ياعلي
پاسخ
0
user
در پاسخ به عیار

عطاجان سلام

همانطور که برای جناب آقای خادم پور نوشتم که هیچ چیز جز کم سعادتی از من نیست که کمتر فرصت می کنم امیدوارم موانع دست و پاگیر کمتر شود و بیشتر کسب فیض کنم از حضورتان

انشالله شما و دوستان دیگر با حضور پر رنگ تر خود این کوتاهی ما را پوشش دهید

زنده باشید

پاسخ
0
user
درود جناب شیرازی خوشحالم که دوباره سعادت خواندن از شما را داشتم موفق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به مجید شاکری حسین آباد

آقا مجید سلام

ممنونم از لطف شما

خیلی خوشحالم از اینکه مجددا شما بزرگوار را در سایت زیارت می کنم

ببخشید سایت مشکلی داشت که دسترسی ها به همان دلیل اختلال داشتند که رفع شد

زنده باشید و سلامت

پاسخ
0
user
آقای شیرازی چه دل مهربونی دارید که باوجود این همه آزار بازم براش دعای خیر کردید.  شعر قشنگیه و قالب قشنگی داره.
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم اکبری

مریم خانم سلام

متشکرم از اینهمه نظر لطف و محبت شما

زنده باشید

راستی یه زمانی مناظراتی داشتید ..... حوصله دارید ؟ بسم الله

سلامت و شاد باشید

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
اون زمانها طبعم بیشتر از حالا یاری میکرد. الان اگه تو مناظره شرکت کنم حتمن کم میارم! اون هم در مقابل طبع روان شما.   فدای آن دل بی بند و بارت                     سرت بادا سلامت نیامد از تو حتی یک پیامت                     سرت بادا سلامت تو در قلبم نشستی تا به امروز              در این قلب پر از سوز منم رسوای این خوی و مرامت               سرت بادا سلامت
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم اکبری

سلام مریم خانم

ممنون از محبت شما ، شکسته نفسی می کنید

دل بیچاره ام بی بند و بارست؟   عزیزم! بیقرار است

بسی بالاست در پیشم مقامت     سرت بادا سلامت

تو با من نسبتی داری عزیزم      بگو آری عزیزم

که این نسبت نهان گشته به نامت    سرت بادا سلامت

متشکرم از لطفت

زنده باشی

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
رسد روزی که با تو یار گردم         ز او بیزار گردم تمام قلب خود سازم به نامت      سرت بادا سلامت درون شعر من افسانه باشی       گل یکدانه باشی فقط این ماجرا بینی به خوابت !       سرت بادا سلامت
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم اکبری

 

درود بر مریم خانم عزیز

تو گفتی من شبِ مهتاب بینم ......   تو را در خواب بینم

تاسف می خورم از فکر خامت ....     سرت بادا سلامت

تصور کرده ای من خواب دارم؟ ..... دلی بیتاب دارم !

نیاید بویی از من بر مشامت ...... سرت بادا سلامت

زنده باشی

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
خیال و خواب را از تو ربوده؟ عجب قهار بوده! نمانده دیگر اکنون صبر و طاقت؟ سرت بادا سلامت! نمی دانم چه کس کرده اسیرت! ز عشقش کرده پیرت! به عشقت می کند هر دم ملامت؟ سرت بادا سلامت!
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم اکبری

درود بر شما مریم خانم

من اینجا خسته هستم دل پریشم        اسیر نفس خویشم

نرفتم جز به خود ، جایی اسارت          سرت بادا سلامت

به قول دوستان من شرزه شیرم          تو پنداری که پیرم؟

خیالت را کنم یکباره راحت                سرت بادا سلامت

سلامت باشی

پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم اکبری

با سلام

البته استفاده از کلمه بی بند و باری بدون در نظر گرفتن معنای آن اصلا مناسب نیست

پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان
سلام خانم امیریان من قصه ی شعر رو اینطور تصور کردم که یه منشی خانم از محبتهای رئیسش سوئ برداشت داشته و در عین حال که نسبت بهش محبتی هم داره پشت سرش بدگویی کرده و این شعرو از زبان اون خانم نوشتم. و در ضمن بی بند و باری رو به شخص نسبت ندادم .به دل نسبت دادم. با همه ی اینها شاید بهتر بود استفاده نمیکردم.
پاسخ
0