bg
مناجات - احوال زار
شاعر :‌ اکبر شیرازی
تاریخ انتشار :‌ 1392/07/13
تعداد نمایش :‌ 485

---

خدایا مست هستم یا خمارم  .............................   ببین احوال زارم
گره افتاده بدجوری به کارم  ...................................  ببین احوال زارم

زند خنجر به پشتم ناگهانی ........................  چه کس؟ آن یار جانی
لگدمال خیالات نگارم    .....................................  ببین احوال زارم

خدایا می زند هرکس به من چنگ ......................  زند بر پای من سنگ
تو گویی در میان کارزارم   ................................  ببین احوال زارم

دلم آشوب و حال من خراب است  ..................... غم من بی حساب است
شکسته شد دلم از روزگارم  .................................  ببین احوال زارم

گرفته در برم از هرطرف غم ............................. مصیبت ، درد ، ماتم
خدایا جز خودت یاری ندارم   ...............................  ببین احوال زارم

همیشه نوجوان بودم به بازار  ....................................  جوانی مُرد انگار
خداوندا خزان گشته بهارم  .....................................  ببین احوال زارم

من از این زندگانی سیر گشتم .................................. خدایا پیر گشتم
ز کف رفته همه تاب و قرارم ....................................  ببین احوال زارم

بباران بر سرم باران رحمت  ..................................... نجاتم ده ز تهمت
مرا با دیگران باشد چکارم .....................................   ببین احوال زارم

خدایا گر دری بندی ز حکمت ................................ اگر افتم به زحمت
به درهای دگر امیدوارم ........................................  ببین احوال زارم

اگر درها همه بستی به رویم ................................. غمم را با که گویم؟
امورم را به دستت می سپارم  ..................................  ببین احوال زارم

دلم آشوب و حالم شد پریشان  ............................  رسیده بر لبم جان
بمان یارب همیشه در کنارم  ..................................  ببین احوال زارم

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام جناب شیرازی عزیز ببین احوال زارم تلاش شما ستودنی است موفق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به محمد محسن خادم پور

درود بر جناب آقای خادم پور عزیز

متشکرم از محبت شما

خدا شما را حفظ کند

پاسخ
0
user

جنابِ آقای شیرازی عزیز،سلام علیکم.

من کاری به بقیه ی محتوای سروده ندارم. ولی آقای شیرازی واعتراف به پیری؟ حاشا وکلا.... یاللعجب. اما دوپیشنهاد یک: (شکسته دل چنین از روزگارم). به جای (شکسته شددلم از روزگارم). دو:(ولی بر رحمتت امیّدوارم) به جای(به درهای دگر امیدوارم)

مختارید....یاعلی..

پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا...شیخی مهرآبادی(دیوانه)

آقای شیخی گرامی درود بر شما

آ........ه ، دست بر دلم نگذار .... بعضی وقتا آدم با یه حرف یا یه کار یه یک نظر یا یک نگاه ...... یه عمر پیر میشه ..... بله من اولین بار است به پیری اعتراف می کنم .

اما در مورد پیشنهادات شما :

با اولین پیشنهادتون موافقم راستش این مصراع را دو سه جور نوشتم مردد بود که بالاخره این را انتخاب کردم  که یکیش شکسته دل شدم از روزگارم بود بنابراین با پیشنهادتون موافقم .

با پیشنهاد دومتون مخالفم چون من در این بیت و بیت بعدی نیم نگاهی به ضرب المثل خداگر زحکمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری داشتم که درهای دگر را برای نزدیکتر شدن شعر به آن ضرب المثل انتخاب کردم . ضمن اینکه در بیت بعدی خواستم بگویم اگر همه ی درها بسته شد چه ....

در هر حال از اینکه در اشعارم دقت می کنید و پیشنهاد می دهید سپاسگزارم .

زنده باشید و برقرار

پاسخ
0
user

اکبرآقا...چه شده ؟

تو حال زار ؟  مگر ممکنه؟  همیشه شادی و خوش حرف و خوش بین...مگر مبشه  حالت زار باشه؟ یا می خواهی خدار را امتحان بکنی..نه زار هستی و نه حال زار داری...چرا داری شلوغ می کنی

اما  مستزاد های جالبی می سازی  احسنت.

پاسخ
0
user
در پاسخ به عباس حاکی

درود بر استاد عزیزم حاج عباس آقا

حق با شماست ، به من نمی آید .... ولی استاد شما خوب درک می کنید که طبیعت ما آدما طوری ساخته شده که ممکن است کوه مشکلات خم به ابرویش نیاورد ولی نگاه طعنه آمیز ، بدبینی و نیش ممکن است از پای درش بیاورد .

وای استاد ، من بخواهم خدا را امتحان کنم ؟ استغفرالله !! خدایی که در بحرانی ترین شرایط چنان دستم را گرفته که گویی بر قالیچه ی سلیمان نشسته و از فراز جهنم گذشته ام ...... نه استاد عزیز فقط خواستم خودم را برای خدا لوس کنم که در بحرانها و ناراحتی ها و مشکلات توجهش از من کم نشود.

استاد من از روزی که شروع به نوشتن شعر کردم زیر نظر شما و با نظارت شما بود ، بنابر این اگر قابل بدانید شاگردتان هستم . اگر پیشرفتی باشد مدیون شما هستم و اگر ضعفی داشته باشم ، از تنبلیِ خودم است .

خدا شما را برای ما حفظ کند

پاسخ
0
user
نمیدانم که اینک در چه حالی زکار عشق مستی، یا خماری به تو گفتم که می بازی در این عشق ولی گفتی خودت اهل قماری شدم از تو کمی رنجیده خاطر و گفتم من ندارم با تو کاری ولی دیدم که از مردی به دور است کنم پیری رها با آه و زاری دوباره آمدم در خانه ی خود کنم با شعرهایم خانه داری
پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان

 

من از گردان گردون ناله دارم

دلی در سینه همچون لاله دارم

تاسی می کنم بر طاهر امشب

که حالی همچو طاهر واله دارم

"بسازم خنجری نیشش ز فولاد"

که در چشمم غمی صدساله دارم

به راه دیگران کاری ندارم

که در راه خودم صد چاله دارم

 

پاسخ
0
user

سلام ودرود بر شما ؛

جناب شیرازی عزیز، مستزاد زیبا و جالبی است. احسنت.

پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی

درود بر آقای کریمی

متشکرم از لطف شما

زنده باشدی

پاسخ
0
user
درود جناب زند دست مریزاد
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم شیخی

درود بر خانم شیخی گرامی

متشکرم از لطفتون

سلامت باشید

پاسخ
0
user

جناب شیرازی

////////////////// بزرگوارم

سلام

بسیار به فیض رسیدم در محضرتان می آموزم

پایدار باشید

پاسخ
0
user
در پاسخ به سیــٌـد محمـٌـد مهـــدی فقــــــیــه

جناب آقای فقیه بزرگوار

قربان درس پس میدیم ما

سلامتی و شادی برایتان آرزوی می کنم

پاسخ
0
user
درود بر جناب شیرازی بزرگوار قلم توانا و کلام روانتان بر شیرینی سخن می افزاید و طبعتان دلنواز است.
پاسخ
0
user
در پاسخ به دادا

جناب دادای عزیز

از نگاه شما متشکرم این از لطف شماست

زنده باشید

پاسخ
0
user
سلام و درود شاعر گرامی سپاس از خلق این زیبایی
پاسخ
0
user
در پاسخ به آرزو حاجی خانی

درود بر خانم حاجی خانی عزیز

تشکر از نگاه زیبابین شما

سلامت و تندرست باشید

پاسخ
0
user

خدایا کنم در حق او دعایی
که در آری او را از پریشانی
چو دیده اندکی ناملایمات
گشته پیر و زار و بی تاب

پاسخ
0
user
در پاسخ به رویا دل آرام

رویا خانم سلام

به غزلسرا خوش آمدید

شما که اهل شعر هستید لطفا در سایت عضو شوید و بنویسید تا با کمک اساتید اشکالاتتان رفع شود و شاهد اشعار زیبایی از شما باشیم.

از شعر و دعای خیرتان متشکرم

تقدیم می کنم به شما بخاطر سرودن این دوبیتی زیبایتان اول دو بیتی شما را با اجازتون یه کمی تغییر میدم تا وزن و قافیه اش درست شود :

خدایا می کنم بهرَش دعایی

بده او را ز این حالش رهایی

چو دیده اندکی نا مهربانی

فتاده بر سرش فکر جدایی

و حالا جواب به این دعای زیبای شما:

برایم یک دعا کردی چه زیبا

برای این ضعیفِ ناشکیبا

خدا یاری کند آزاد گردیم

از این دنیای مکار و فریبا

زنده و سلامت و شاد باشید

منتظرتان هستیم در سایت

پاسخ
0
user
سلام و درود بسيار زيبا بود ولي از شما اين اشعار بعيده شما هميشه پر انرژي و شاد و سرزنده بوديد و هستيد سلامت باشيد انشااله ياعلي
پاسخ
0
user
در پاسخ به عیار

سلام بر عیار عزیز

متشکرم از لطف شما

بعضی وقتا آدم واقعا کم میاره

نشاط و سلامتی برای شما آرزو می کنم

--- در حال تست و رفع اشکال دسترسی اکانت یکی از دوستان بودم که با نام او ارسال شد  که از شما و ایشان عذر میخوام ---

پاسخ
0
user
یک بداهده تقدیم شیرازی گرامی اول باید عرض کنم که بداهه را نقد وزن نیست تو میگفتی دل بی کینه داری دل زیبا تر از آیینه داری ولی امروز احوال تو خواندم هزار ناگفته ها در سینه داری سلام شیرازی گرامی درود بر شما خواندم و لذت بردم  همیشه شاد و بر قرار باشی بزرگوار
پاسخ
0
user
در پاسخ به علی بیانی

سلام بر علی آقای عزیز

متشکرم از بداهه زیبایت

بداهه با بداهه شعر با شعر ..... : :) تقدیم به شما :

دلی دارم دلی بی کینه و صاف

دلی چون آینه ، زیبا و شفاف

دلم سرشار از ناگفتنی هاست

بلی در حق او گردیده اجحاف

پاسخ
0
user
من بی جواب نمیگذارم شیرازی عزیز :) غمی در سینه داری مثل یک راز ... که با هرکس نباید کرد ابراز... ولی از عمق حرفای تو خواندم ... امان از دلبران شهر شیراز !!!  
پاسخ
0
user
در پاسخ به علی بیانی

سلام ممنونم از لطفت

ببخشید ناخوش احوال بودم دیر جواب میدم

"من از بیگانگان هرگز ننالم"

که اخلاق خودم گردد وبالم

همیشه ناشکیبایی کند دل

از این رو اینچنین افسرده حالم

پاسخ
0
user
دلی از سینه ات کندی و رفتی به من دادی تو صد پندی و رفتی میان اشکهایم غرق بودم زدی بر من تو لبخندی و رفتی
پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان

---

به زیر دست و پا افتاده این دل

ندیده از تمام عمر حاصل

دل غمدیده لبخندش کجا بود

زهی فکر و خیالِ پوچ و باطل

پاسخ
0
user
زدی پا بر دل داغون و زارم به جمع دوستان کردی تو خوارم دروغ دیگری پیدا نکردی؟ که گفتی من شما را دوست دارم!
پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان

-

من و پا و زدن بر یک دل زار؟

مرا نشناختی ای دوست انگار

دروغ از من کسی آیا شنیده ؟

نگو!! از این سر من دست بردار

پاسخ
0
user
اگر من از سرت دستم بدارم روم اندر پی این کار و بارم تو می آیی سراغم ، باز هم تو و می گویی کجا بردی قرارم ، کنون من می روم دنبال کارم تو هم دستت بدار از حال زارم جوابت را دهم اینبار گر تو بیایی و بگویی: ای بهارم.....
پاسخ
0
user

-

همیشه میل خود برداشت کردی

تو زن هستی ولی انگار مردی

اگر گفتم از این سر دست بردار

به من وارد نکن احساس سردی

مرادم آن دروغت بود ور نه

کنم خواهش تو را تا باز بازگردی

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
من از دست تو بدجوری غمینم هجوم آورد غم زد بر زمینم اگر دیوانه ام یا زار و مستم ببخشا من ولی اینم. همینم
پاسخ
0
user

-

بیا حالا درستش کن که انگار

شدیم اینجا یه چیزی هم بدهکار

جوانی شاد بودم یادتان هست؟

ببین بر پیریِ خود کردم اقرار

پاسخ
0
user
به من چه گر شما پیر و نحیفی ز اندوه و جفا زار و ضعیفی مگر من برده ام سنّت به بالا؟ تو که انسان دانا و شریفی!
پاسخ
0
user

-

بزن بر کوچه ی چپ مشکلی نیست

بزن ویرانه کن اینجا دلی نیست

من از باران تهمت پیر گشتم

وگرنه سن حریف قابلی نیست

 

 

پاسخ
0
user
درود بر جناب شیرازی عزیز   ژرف‌ یافت‌ها‌ی درونی شاعر به حلول زیبای کلمات رسیده و مخاطب را با خود همراه ساخته است. و دیگر اینکه: تا کلمه هست شاعر زیر بار هیچ اخمی قد کج نمی کند.    .   مثل یک شاگرد کوچک به پیشواز شعرتان آمدم و دستبوسی مرام تان با مهر و فروتنی فاطمه جهانبازنژاد      
پاسخ
0