bg
طعمِ شیرینِ غزل..........
شاعر :‌ ولی الله...... شیخی مهرآبادی.
تاریخ انتشار :‌ 1396/05/11
تعداد نمایش :‌ 725

بنام نگارگرعشق.............

.....................................................................

می شود،ازگریـه ی سُـــــرخِ شقـایق،بگذریـم؟

پـای بَر، بـاورگـــــــذاریــــــم و،زِمنطق بگذریـم؟

شـــــکوه ی بیجـاست از،آیینه هـا گرمی کنیم

رســـمِ مردی نیست کز، هرنـاموافق، بگذریـم

درطوافِ کوی معشوق اَر،کـه لنگیــــدست دل

بـاید ازاین دل،کـه اینسان نیست لایق،بگذریـم

می شود، درمحفـــلِ اهـــلِ نظر، بتشست واز

طعـمِ شیرینِ غــــزل، رؤیـای عـاشق، بگذریـم

ســــربـه دیوارِ جهــــــالت هـــازدن، اُف بـاداُف

بـادوروئی هـــــا گر از، گفتـــارِ صـادق،بگذریـم

زیرِ پـابـایـدنهــــــــادن،گردِلت همـــــراه نیست

این چه بدمستی ست کز،درکِ حقایق،بگذریم؟

خـــــالـقِ مـاخلقتش ،دربهتـــــــرین احـوال کرد

بـدترین بـاشــــدگــراز،مخلوق وخـالـق، بگذریـم

جُــرمِ مـا(دیوانگان)جُزگفتنِ حق هیـــــچ نیست

خوش بُـوَد، درگفـــتنِ حق، ازســـــلائق بگذریـم

تـاســـحرچیزی نمـانـده، می رسدچـاووشِ مرگ

حیف بـاشــــــد بی ثمر، ازاین دقــــایق،بگذریـم

....................................................................

(دیوانه)

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
تا سحر چیزی نمانده می رسد چاووش مرگ حیف باشد بی ثمر از این دقایق بگذریم استاد گرامی - تمام ابیات این سروده ی ناب شما ، عالی است. با انتخاب قافیه ای مشکل بسیار موفق بودید در خلاقیت مفاهیم وابسته و در خور آن ها . به راستی که باید منتظر شنیدن آوای این چاووشِ مشیرِ مرگ بود.اما به هر حال از این دقایق خواهیم گذشت... تمام سروده هایتان پند است و هشدار های حساب شده .می آموزیم اگر لایق باشیم.
پاسخ
0
user
در پاسخ به عباس حاکی
جناب استادحاکی عزیز، سلام علیکم. ...................................................... بسیار ممنونم بزرگوار......گرچه به ظاهر...در(کلبه)نیستید...ولی حضورتان....بسیار مایه ی دلگرمی ست.......اگر....این محبتهای بی دریغ شما هم نباشد.....دریغ ازیک سروده که دراینجا نوشته شود.... خداخیرتان بدهد انشاءا........هرکسی می آید....به نوبه ی خود...شعری می نویسد.....وگویا وظیفه ی ماست...که برشعرشان....به به وچه چه ...بگوییم وبنویسیم.....واِلاّ.......به هرحال....بازهم ممنونم استادِ گرامی.....
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب استاد شیخی عزیز، سروده بسیار زیبا، لطیف و پرباری است. مرحبا. قسمت شد و دو سه روزی نایب الزیاره و دعا گوی شما و دوستان در مشهد مقدس بودم و امروز موفق به خواندن این سروده بسیار زیبا شدم. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
جناب استادکریمی عزیز، سلام علیکم. ........................................................ باوربفرمایید ازفحوای شعرتان.....یقین داشتم که زائرِ آقایید.... زیارت قبولی هم نوشته بودم....ولی به این شک...که ممکن است یک درصد اشتباه کرده باشم....پاکش کردم....قبول باشد انشاءا.....بزرگوار...حق یارتان باد.
پاسخ
0
user
زیر پا باید نهادن گر دلت همراه نیست این چه بدمستی ست کز درک حقایق بگذریم؟ ______________________________ سلام بر استاد شیخی عزیز بسیار آموزنده و زیبا . لذت بردم برایتان سلامتی آرزو دارم .
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف.راهی)
جناب آقای خانمحمدی عزیز، سلام علیکم. ........................................................ خیلی خیلی ممنونم بزرگوار......خوشحالم که می پسندید.....موفق باشید انشاءا..........
پاسخ
0
user
درود بر استاد شیخی مهربان شعر زیبایی است دستمریزاد درطوافِ کوی معشوق اَر،کـه لنگیــــدست دل بـاید ازاین دل،کـه اینسان نیست لایق،بگذریـم چقدر این مصرع دلنشین است واقعاً باید از این دل دست شست ولی نمیشود که نمیشود همیشه سالم و شاد باشید و قلمتون نویسا
پاسخ
0
user
در پاسخ به اردشیر بزرگ نیا
جناب آقای بزرگ نیای عزیز، سلام علیکم. ............................................................... حق باشماست بزرگوار....گرچه باید اگرکه (لنگید) رهایش کرد...ولی....نمی شود...دلَ ست و...اختیارِ شعردردستِ اوست......ماهم می گوییم... و، درعمل خود (می لنگیم)...خیلی ممنونم ازلطفتان گرامی.......موفق باشید انشاءا....حق یارتان باد.
پاسخ
0