bg
معبد چشمانش
شاعر :‌ عنایت اله کرمی
تاریخ انتشار :‌ 1395/10/24
تعداد نمایش :‌ 379

آنروزکه چشمانم ، بر ماهِ رُخَش وا شد تا عمق دل و جانم ، مشحون ز غوغا شد وقتی که شدم ساکن ، در صومعۀ چشمش محراب ز کف رفت و ، بتخانه مهیا شد در پهنۀ رخسارش ، یک باره رها گشتم روشن همه اجزایِ ، دلخانه مَه آسا شد پروانۀ مقصودم ، چرخید و ز هم پاشید یک رعشۀ نامرئی ، برقلبِ من القا شد دیوارِ دل و دستم ، لرزید و به هم پیچید در کشتیِ احساسم ، یک روزنه پیدا شد من ماندم و دریایی ، سرشار ز طوفانها راهی که از این غوغا ، دربحر هویدا شد راهی که تلاطم در ، ژرفای وجودش بود روحی که جدا از او ، بیزار ز هرجا شد

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
...در کشتی احساسم یک روزنه پیدا نشد _______________ سلام بر شما جناب کرمی عزیز بسیار زیبا سروده اید . خواندن سروده های شما، برایم همیشه لذتبخش است . فکر می کنم در مصراع دوم (مشحون) را باید بازنگری بفرمایید و در مصراع نهم، (لرزیدن) با (دیوار) تناسب دارد ولی شاید(پیچیدن) نه ... مثلاً (دیوار دل و دستم لرزید و زِ هم پاشید). جسارتم را ببخشید برقرار و سلامت باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف.راهی)
سلام جناب خان محمدی عزیز از حضور ارزشمند و اظهار محبت جنابعالی و توصیه خوبتان تشکر میکنم . چشم حتما بازنگری میکنم سلامت و سرفراز باشید
پاسخ
0
user
جناب استاد کرمی عزیز و گرامی سلام و علیکم . با خود عطر و بوی شکوفه های بادام قزوین را به کلبه آوردی آنهم در هوای زمستان ، شعر آموزنده ای خواندم دمت تان گرم و تن تان سلامت . در پناه حق.
پاسخ
0
user
سلام و عرض ارادت جناب بهرامی عزیز شما لطف دارید دوست بزرگوارم خوش به حال شما که در جوار عطر و بوی شکوفه های بادام قزوین روزگار می گذرانید سلامت و سربلند باشید انشااله
پاسخ
0
user
جناب آقای کرمی عزیز، سلام علیکم. .................................................... دستمریزاد بزرگوار....زیباست. موفق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا...شیخی مهرآبادی(دیوانه)
با سلام و عرض ادب جناب استاد شیخی عزیز حضور و تایید ارزشمند جنابعالی مایه مسرت و مباهات بنده است. سلامت و شادکام باشید همیشه
پاسخ
0