bg
ماجرای گلم و دوستم
شاعر :‌ اکبر شیرازی
تاریخ انتشار :‌ 1395/04/15
تعداد نمایش :‌ 616

ماجرای گلم و دوستم
"اولین قصیده ی من"
—-------------------

با سلام این اولین قصیده ای است که می نویسم (البته نمی دانم می شود گفت قصیده یا نه) می دانم که ایراداتش کم نیست خوشحال می شوم از راهنمائی دوستان

-----------------------

 

 

دیروز گلم مرکز شهر آمده بود!!
در مرکز این شهرِ پر از خودرو و دود

گفتم به رفیقم که گلم را برسان
از مهلکه بیرون ببرش اما زود

گفتا به دوچشم ای رفیق فابم
گفتم تو گُلی هزارها بر تو دورد

لختی نگذشت یک پیامک آمد
از شهر به اتفاق خارج شده بود

گفتا که گلت را به شمالش بردم
در جاده ی چالوس نشستم لب رود

گفتم دهنت صاف چه کاری کردی
گفتا که توگفته ای بیابد بهبود!!

آشوب شد از دست رفیقم حالم
گفتم که تو را عقل نباشد موجود؟

این بچه!! چطور با تو آمد آنجا؟
گفتا که به زور و دیده ی اشک آلود!!

گفتی که ز مهلکه بیارش بیرون
دستور تو را همیشه بایست شنود

آوردمش اینجا که هوایی بخورد
البته شده دست من و روش کبود!!

گفتم به زبان خوش ولی گوش نکرد
آوردمش او را به شمال از ره جود !!

حالا تو بیا بگیر او را ببرش
لجباز شده دخترک از بدو ورود!!

مو بر تن من سیخ شد از دست رفیق
باید که شود قصاص ، هرچند چه سود

با سرعت نور می روم سمت شمال
هم ریشه زنم ز تار او هم از پود

در راه فتادم به یکی چاله لجن
شد خودروی من چو بُشکه ای قیراندود

ناگاه پلیس آمد و گفتا که بایست
چون سرعت تو مجاز در جاده نبود

گفتم که مرا کار مهمی پیش است
گفتا که بزن بغل مخوان شعر و سرود

در شانه ی خاکی آمدم اِستادم
با خشم در خودروی من را بگشود

از رعشه ی افتاده به جانم ناگاه
آمد سر و دست و پام بر خاک فرود

دیدم که عجب زتخت خواب افتادم
دیدم که ندارد هیچ این  قصه وجود

#اکبرشیرازی
@shirazy

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام علیکم جناب شیرازی عزیز. عجب! خدا را شکر که نسبتاً ختم به خیر شد. لذت بردم. پیشاپیش عیدتان مبارک!
پاسخ
0
user
سلام عرض می کنم جناب شیرازی عزیز ...بسیار خوشحالم از حضورتان ... بهره مند شدم....برقرار باشید و سلامت
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب شیرازی عزیز، چکامه بسیار زیبا و جالبی است. احسنت. طاعات و عبادات شما مقبول درگاه احدیت، التماس دعا
پاسخ
0
user
جناب آقای شیرازی عزیز، سلام علیکم. .............................................................. اول اینکه این خواب....پیش ازاذانِ صبح بوده ، یابعد ازان......دوم، شام چی خورده بودی......سوم...می گویند که خواب....بازتابِ مسائلِ روزست.......وبعدازهمه ی اینها.....کسی (گلش) را، به دستِ دیگران نمی سپارد...حتّی درخواب....... تاشما باشید که ...........خوش باشید...عیدتان مبارک باد انشاءا.............
پاسخ
0
user
سلام جناب آقای شیرازی خسته نباشید. خدارو شکر که همه اش خواب بود و ختم به خیر شد. سروده جالبی بود بزرگوار . زنده باشید
پاسخ
0
user
درود بر جناب شیرازی عزیز ما را هم به رویا بردی ای مسافر شمال. دلتان خرم.
پاسخ
0