bg
عزیز فاطمه ...
شاعر :‌ امین متوکل خسروشاهی
تاریخ انتشار :‌ 1395/03/13
تعداد نمایش :‌ 421

چه می شود عزیز جان، نظر به سوی ما کنی بدان حضــــور ناب خود، شـــرر ز ماســـوا کنی در این سیاهه بلا، که نیست جز بدی عیـــــان چه میشود که نور خود، دمی به ما روا کنــــی جهان شده است سیل خون، ز حرص و آز آدمـی بیا عـزیـــــز فاطــــــمه، کــه درد مــا دوا کنــــــی علم شده است سوفیان، بدست پست ظالمان بیا که وقــــت ان شــــده، به عهد خود وفا کنی نهیب تازیانــــه ها، شکستــــه حرمــــت یتیــــم کجایی ای سرشت دین، که عدل لافتــی کنی همــــه دوان پـــی گنـــاه، گناه از پـــی گنــــاه رواست گر به قهــــر خود، جهنمــی بپا کنـــی برادران به خون هم عطـــــــش ز مکر دشمـــــنان بیا که قوم مصطفی ، رهـــــا از این خطا کنـــــی تو را به جــــــان فاطـــمه، بیــــا ، بریــــده ایـم ما خدای هـــــم کند قبول، اگر خـــــدا خـــــدا کنی قسم به چشم های خون، قسم به ناله های شب زمیــن شود گدازه ای ، اگر فقـــــط دعـــــا کنـــــی ولی ز مهــر ناب خــود، غمــان به جان خری که ما مگر به ره رسیـــم و زآن، دگر چنیــــن قضا کنـــــی نسیــــم کوی غفلتــــم، نیــــم که لایقــــت ولــــی، همــــه وجود می نهـــــم، اگر مـــــرا صدا کنــــی ولی چه سود زین سخــــن، ز عهد های کوفیـــــان چنین قضا بگشتـــه تـــا، که روی در خفــــا کنـــــی

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای خسروشاهی عزیز، سلام علیکم. .............................................................. قبول باشد انشاءا..............اجرتان باحضرتِ صاحب( صلوات الله علیه) بنده هم برای دُعاهایتان ،(آمین) می گویم..... ببخشید بردیوانه) برای حقیر، معنای چند مصرع، زیاد قابلِ درک نیست....اگرروشنم سازید ، ممنون می شوم. (بدان حضورِ نابِ خود، شرر زِماسوی کنی) (علم شدَست «سوفیان»به دستِ پستِ ظالمان) (برادران به خونِ هم، عطش زِمکرِ دشمنان) والبته ، این ازدرکِ پایین بنده است.....ممنونم می شوم. عزت زیاد.
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا...شیخی مهرآبادی(دیوانه)
با سلام و درود. مصرع اولی که بیان فرمودید: با حضور بی بدیل خود آتش از عالم هستی دور نمایید ماسوا: هر انچه غیر خدا (عالم هستی) شرر: شراره . در ابیاتی چند از جمله آثار استاد شهریار با معنای آتش بکار رفته است. مصرع دوم : سوفیانی (همان دجال مسحیان که در آخر الزمان به پا خواهد خواست که مصداق کنونی ان تکفری ها هستند) بدست ظالمان بی خدا به پا خواسته است مصرع سوم مذکور: برادران ( برادران دینی (شیعه و سنی)که در مصرع بعد با عنوان قوم مصطفی یاد شده ) بر اساس نیرنگ دشمنان اسلام، به خون همدیگر عطش هستند. اشاره به جنگ های عراق و سوریه و لیبی و یمن و بحرین و جای جای جهان اسلام. ممنون از شما دوست گرامی که به درون مایه آثار هم توجه می کنید. من نهایت سعیم را می کنم تا ساده بنویسم اما گاه نمی شودو این از علم کم و ابتر من است. خوشحال می شوم روی شعر من و کلماتی جایگزین برای بهتر شدن شعر نکات گران بهای ذهنتان را عنوان دارید. سپاس
پاسخ
0
user
در پاسخ به امین متوکل خسروشاهی
جناب آقای خسروشاهی عزیز،سلام علیکم. ........................................................... ببخشید بزرگوارکه زحمت برایتان فراهم کرده ام......فقط می خواستم عرض کنم که، گاهی، ماآنچه راکه درذهن داریم....نمی توانیم به درستی انتقال دهیم به خواننده ویاشنونده، این به نوبه ی خود ،ضعفِ تالیف است......ماکه نمی توانیم باشعرمان به هرجا سفرکنیم وتوضیح بدهیم.....انچه راکه لازم است....بنابراین ، شعرباید خودش مفسّرِ خودش باشد ....همین...شما وقتی می نویسید(سوفیان)...ممکن است خواننده برداشتِ (صوفیان) رابنماید.....که دران صورت ، بامعنای کلّیِ سُروده ی شما، قابلِ قیاس نیست ...ویا .......به هرحال شرمنده ام و، ببخشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا...شیخی مهرآبادی(دیوانه)
سلام و ممنون از شما جناب شیخی. سپاس از وقتی که گذاشتید.
پاسخ
0
user
احسنت خسته نباشید جناب خسروشاهی عزیز در این سیاهه بلا، که نیست جز بدی عیـــــان چه میشود که نور خود، دمی به ما روا کنــــی
پاسخ
0
user
سلام جناب عنایت اله کرمی. درود بر شما. لطفا نقدی نیز از برای این اثر سراپا کاستی بنویسد. سپاس
پاسخ
0
user
درود بر شما جناب خسرو شاهی قبول باشد ...زیبا سروده اید
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب خسروشاهی عزیز، سروده بسیار زیبایی است. احسنت. با نظر جناب استاد شیخی موافقم. مصرع های مورد اشاره به گونه ای هستند که معنای مورد نظر شما از آنها برداشت نمی شود و حتی برعکس آن استنباط می گردد. در مصرع دوم به دلیل کمبود یک فعل. در مصرع هفتم "سُفیانی" مد نظر شما می باشد و لغت "سوفیانی" وجود ندارد. بلکه با توجه به وزن شعر، چنین به نظر می رسد که سوفِیان از ریشه سوفی باشد و به معنای اهل علم. مصرع سیزدهم هم به سختی معنای مورد نظر را منتقل می کند زیرا به قیدی مثل عطشان نیاز دارد و نه مصدری مثل عطش. در پناه خداوند متعال باشید.
پاسخ
0
user
برادر خوبم جناب خسرو شاهی عزیز سلام و علیکم . تراوشات ذهنی تان قابل تحسین است و از سروده ارزشمند تان لذت بردم. حضور مستمر ما در کلبه جهت بهره گیری از تجربیات ارزشمند همین عزیزان است شخص بنده به استاد شیخی خیلی مدیونم آنهم بخاطر فرصتی که برای ارتقاء اشعار حقیر صرف می نمایند برقرار باشید.
پاسخ
0
user
سلام و درود بر همه شما بزرگواران. بسیار بسیار سر افزارم نمودید که اثر سراپا قصور و کوتاهی مرا نقد فرمودید. بر من ببخشایید اما جدا از اینکه سخنان و همگی بزرگان سراسر نکته بود و راهنما، بنده ترک زبانم و گاه پیش می آید که بر اصطلاحات عرف زبا نمادری در شعرهایم استفاده می کنم. جناب کریمی عزیز سعی می کنم با واژگانی برتر شعر را تصحیح نمایم و باری دیگر از نظرات شما بهره برم. جناب بهرامی عزیز ممنون از حضورتان. بله. حق با شماست. جناب شیخی به نکاتی اشاره فرمودند که بنده اصلا متوجه آنها نبودم و بسیار خوشحالم که می توانم نکات ضعف آثارم را برطرف نمایم. سپاس از همه شما خوبان
پاسخ
0