bg
من بماندم با شراب و شمع و...
شاعر :‌ عيُار عيُار
تاریخ انتشار :‌ 1393/10/23
تعداد نمایش :‌ 407

دیگر از کف داده ام،ساقی ز مستی اختیار ساغرم گیر و ازآن خمخانه هردم می بیار نیمی از شب رفته و جز من که در میخانه نیست من بماندم با شراب و شمع و یادِ آن نگار من ملول از جام ِ اویم، ساقیا در من نگر حال ِ درویشان ندانی،رو تو را با ما چه کار آه ِ سردی میکشم هردم زاعماق وجود کس چه می فهمد ز حال زار ِ مست ِ بی قرار کنج این میخانه خواهم تا دمی زاری کنم تا رها گردم ز دست این و آن و یاد یار ساز ِ دل بشکسته و اندر گلو نایی نماند نی به سر عقلی بماند و نی زجان و تن قرار گوییا تقدیر و فال از بهر عیار این بوَد تا بسازد با غم و درد و قضای روزگار

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
استاد عيار احسنت احسنت « كس چه مي فهمد ز حال زار مست بي قرار » برقرار باشي
پاسخ
0
user
سلام مهربان بسیار زیبا و دلنشین بود. دست شما درد نکند.
پاسخ
0
user
دوستِ عزیزم جناب عیار،سلام علیکم. ................................... اشعارِ نابِ شما درعینِ زیبایی بسیار روان ودلنشینند...خسته نباشید...یاعلی.
پاسخ
0
user
درود بر عیار عزیز بهره مند شدم از احساستان موفق باشید
پاسخ
0
user
سلام و درود دوست عزیزم جناب تردید قربان شما همچنان حقیر رو شرمنده یخودتون میفرمایید تشکر از محبتتون یاعلی
پاسخ
0
user
سلام و درود جناب هاشمی گرامی تشکر از لطف بی اندازه ی شما یاعلی
پاسخ
0
user
استاد شیخی عزیز و نازنینم ما کجا و شعر کجا شما همیشه بهم روحیه دادین تشکر از لطفی که به حقیر دارین یاعلی
پاسخ
0
user
دادای عزیز و زلال سلام ممنون که افتخار دادی برادر یاعلی
پاسخ
0
user
سلام زیبا و دلنشین بو دموفق باشید
پاسخ
0
user
سلام عیار عزیز زیبا مثل همیشه پایدار باشی برادر گلم
پاسخ
0
user
درود بر جناب عیار عزیز به قول جناب شیخی بسیار زیبا و روان می سرایید.دلتان شاد
پاسخ
0