bg
لطیفه فیل و مورچه ها
شاعر :‌ اکبر شیرازی
تاریخ انتشار :‌ 1393/05/26
تعداد نمایش :‌ 85

يک لطیفه را که في البداهه تبديل به شعرش کردم تقديم مي کنم

..........

يه کوچه بود يه لونه مورچه توش بود

يه عالمه مورچه به جنب و جوش بود

يه روز يه فيل خونه خرابشون کرد

با يک لگد سوخت و کبابشون کرد

مورچه ها با هم يه قرار گذاشتند

قراري تو فصل بهار گذاشتند

جمع شدند هزار هزار تا مورچه

سياه کنند هيکل فيل با مورچه

وقتي که فيل اينهمه مورچه رو ديد

خودش رو محکم بتکوند مثل بيد

مورچه ها ريختن رو زمين خيلي زود

يکي فقط رو گردنش مونده بود

مورچه ها تا اون رو ديدن داد زدن

خفش بکن خفش بکن جان من

اکبرشيرازي- 21 مرداد 93

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
 
ایمیل شما
 
user image
نظر شما
 


نظرات کاربران
user image
ولی ا..شیخی مهرآبادی (دیوانه)
0
0

جناب آقای شیرازی عزیز،سلام علیکم.خسته نباشید،هم لطیفه ی جالبی ست وهم خوب پردازش شده،دست مریزاد....یاعلی...

user image
اکبر شیرازی
0
0

سلام قربان

نظر لطف شماست

ارادت مندم

user image
مریم آرمان پور
0
0

سلام لطیفه جالبی بود

user image
اکبر شیرازی
0
0

مریم خانم سلام

متشکرم از نظر شما

سلامت باشید

user image
دادا بیلوردی
0
0

درود استاد خیلی عالیست مرحبا  

user image
اکبر شیرازی
0
0

سلام قربان

متشکرم از لطف  شما

سلامت و شاد باشید

user image
میثم دانایی
0
0

درودبرشما جناب شیرازی بزرگ ..احسنت

user image
اکبر شیرازی
0
0

آقا میثم سلام

ممنونم از محبتت

زنده باشی و سلامت

user image
احمدرضاخانمحمدی
0
0

سلام جناب شیرازی. زیبا بود

user image
اکبر شیرازی
0
0

آقای خانمحمدی سلام

ممنونم از شما

سلامت باشید

user image
علی اکبر مجدراد
0
0

سلام خیلی خوب بود شاد و سلامت باشید.  

user image
اکبر شیرازی
0
0

آقای مجد راد سلام

متشکرم

شما هم شاد و سلامت باشید