bg
اکبر شیرازی
1394/03/12
124

این بحر طویل در سال 1392 سروده شد که استاد بزرگوار و عزیزم جناب شیخی ایرادات زیبایی به آن گرفتند که الحق و الانصاف متحول کرد آن را با عرض شرمندگی از محضر ایشان بخاطر بی وفائیهایی که در طول این مدت بعلت مشغله فراوان داشته ام و با سپاس از این نظر اصلاحی زیبا ، با کسب اجاز از محضرشان این بحر طویل را با اعمال آن نظرات زیبا باز نشر می دهم .

سلام ای گل نرگس

گل زیبا و گل سر سبد شیعه به مجلس

که تو هستی به دل غمزده مونس

به فدای تو شود جسم من و

هستی و جانم

نتوانم که کنم وصف تو هرگز به زبانم

به جهان خرم از آنم

که توانم به همه فخر فروشم

که تویی سرور و آقای زمانم

دل ما خون شده از ظلم و ستمها

تو کجایی 0

که چنین دور نمایی

تو که خود خوب بدانی

که کنم هر شب و هر روز دعا یت که بیایی

الا یوسف زهرا

چرا پس تو نیایی؟

آ……………ه کردم چه سوالی

به چه حالی

که خودم پاسخ آن نیک بدانم

که من آنم

که چنان بندِ جهانم

که در این راه دهم یکسره جانم

ز تو غافل شده

باطل شده ام من

به همه چیز به جز عشق تومایل شده ام من

تو ببین باز چه رویی

بکنم روی به هر سمتی و سویی و تو گویی

که منم بنده پاکیزه و بی عیب خدا …..

یابن طاها ،

پسر فاطمه

ای یوسف زهرا

تو نه ای غایب این عصر

منم من که در این دهر

زخود غافلم و

چشم بصیرت به دلم نیست

سبب چیست و

این کیست

که اینگونه مرا غرق هوا کرد و

ز راه تو جدا کرد

نگویم که خدا کرد

خودم بوده ام آنکس که چنین ظلم و جفا کرد

ولی من بشنیدم

که تو چون یک نظرت بر دل آلوده بیفتد

بزند آتش ممتد و

ز آلودگی اش پاک نماید

پس آنگاه ، نگاه تو اماما

کند برد و سلاما .

و گلزار شود مزرعه ی سوخته ی دل

شود پاک ز باطل

بشود بالغ و عاقل

شودش رؤیت سیمای تو حاصل

….

خدایا

تو خودت شاهد اوضاع جهان هستی و

عالِم به همه غیب و عیان هستی و

از ظلمِ فراوان بشر نیک خبر داری و

انگار که تصمیم دگر داری و

شاید که رسیده است زمانش

که محقق بکنی

وعده ی دیرینه خود را و

دهی پرچم برپائیِ آن دولت آمال

به دستان توانمند گل یاس

همان وارث عباس و

که ناگه بزند تکیه به آن خانه ی آباد

زند بر همه فریاد

که ای عالمیان

مهدیِ موعود منم

آنکه جهان منتظرش بود منم

آمده ام تا که زمین را و زمان را

کنم ازرایحه ی عدل معطّر…

و محقق کنم آن آیه ی قرآن و

کَنَم ریشه ی بیدادگران و

به جهان عدل کنم یکسره برپا و

به یاری خدا

فتنه شود محو ز دنیا و

کنم وارث این بوم

همان بنده ی مستضعف مظلوم

که نا حق شده محروم

که این وعده ی بر حق خداوند جهان است و

همه خلق ببینند که

چیزی که عیان است

چه حاجت به بیان است

———–

نثار مقدم مبارکش صلوات

اکبر شیرازی
1392/04/27
147

ماه رمضان آمد و

جان آمد و

الطاف نهان آمد و

شیطان شده در بند و

خداوند به پا کرده بساط طرب و عیش مهیا و

همه خلق در این بزم مصفا شده مهمان و

همه ،

پیر و جوان

ذکر به لب

خالص و با حجب و ادب

سوی خدا روی نهاده

همه با روی گشاده

به درگاه خدائیش نهاده

سر خود را و از او طالب عفوند و

دعاهای پر از فیض بخوانند و

بگویند خدایا تو حکیمی

تو کریمی

تو علییّ  و عظیمی

تو غفوری و رحیمی

و تو بودی

در رحمت بگشودی

به سوی بنده ی خاطی

بنگر غرق گناهیم و

اگر دست نگیری تو

به چاهیم ....

محتاج نگاهیم

ای خالق و ستار عیوب ،

عالم اسرار غیوب ،

صاحب این ضیف

به این طیف نگر

غرق گناهند اگر

دل به تو و بخشش تو بسته و

بنشسته به امید فرستادن

باران گنه شور تو در ماه مبارک

نما رحم به این بنده ی رنجور

بتابان به دلش نور و

ببخشا که تویی

غافر اذناب .

شکرانه ی این لطف ،

شد آماده غذاهای فراوان و

به پا گشته به هر مسجد و میخانه

یکی سفره ی افطار به پا و

همه از سوی خدا

بانی این سفره ی با برکت و پر صدق و صفایند و

همین سفره ی اکرام

به زیر پر اسلام

همه از پیر و جوان را

دهد اطعام

اللّهُمَّ

لَكَ صُمنا و

عَلى رِزقِكَ أفطَرنا،

فَتَقَبَّل مِنّا

إنَّكَ أنتَ السَّمیعُ العَلیمُ

اکبر شیرازی
1392/04/03
144

سلام ای گل نرگس

گل زیبای پر از حس

که تو هستی به دل غمزده مونس

به فدای تو شود جسم من و

هستی و جانم

نتوانم که کنم وصف تو را من به زبانم

به جهان خرم از آنم

بتوانم به همه فخر فروشم

که تویی سرور و صاحب الزمانم

دل ما خون شده از ظلم و ستمها

تو کجایی  و

چنین دور چرایی

تو که خود خوب بدانی

که کنم هر شب و هر روز دعا یت که بیایی

الا یوسف زهرا

چرا پس تو نیایی؟

آ...............ه کردم چه سوالی

به چه حالی

که خودم پاسخ خود نیک بدانم

که من آنم

که چنان بندِ جهانم

که در این راه دهم یکسره جانم

ز تو غافل شده

باطل شده ام من

به همه چیز به جز عشق تومایل شده ام من

تو ببین باز چه رویی

بکنم روی به هر سمتی و سویی و تو گویی

که منم بنده پاکیزه و بی عیب خدا .....

یابن طاها ،

پسر فاطمه

ای یوسف زهرا

تو نه ای غایب این عصر

منم من که در این دهر

زخود غافلم و

چشم بصیرت به دلم نیست

سبب چیست و

این کیست

که اینگونه مرا غرق هوا کرد

ز راه تو جدا کرد

نگویم که خدا کرد

خودم بوده ام آنکس که چنین ظلم و جفا کرد

ولی من بشنیدم

که تو چون یک نظرت بر دل آلوده بیفتد

بزند آتش ممتد و

ز آلودگی ام پاک نماید

پس آنگاه ، نگاه تو اماما

کند برد و سلاما .

و گلزار شود مزرعه ی سوخته ی دل

شود پاک ز باطل

بشود بالغ و عاقل

شودش رؤیت سیمای تو حاصل

....

خدایا

تو خودت شاهد اوضاع جهان هستی و

عالِم به همه غیب و عیان هستی و

از ظلمِ فراوان بشر نیک خبر داری و

انگار که تصمیم دگر داری و

شاید که رسیده است زمانش

که محقق بکنی

وعده ی دیرینه خود را و

دهی پرچم برپائیه آن دولت آمال

به دستان توانمند گل یاس

همان وارث عباس و

به ناگه بزند تکیه به آن خانه ی آباد

زند بر همه فریاد

که ای عالمیان

مهدیِ موعود منم

آنکه جهان منتظرش بود منم

آمده ام تا که زمین را و زمان را

کنم ازعدل سراسر

و محقق کنم آن آیه ی قرآن و

کَنَم ریشه ی  بیدادگران و

به جهان عدل کنم یکسره برپا و

به یاری خدا

فتنه شود محو ز دنیا و

کنم وارث این بوم

همان بنده ی مستضعف مظلوم

که نا حق شده محروم

که این وعده ی بر حق خداوند جهان است  و

همه خلق ببینند که

چیزی که عیان است

چه حاجت به بیان است

-----------

نثار مقدم مبارکش صلوات

اکبر شیرازی
1391/09/02
98

 سلام خدمت همه دوستان و عزیزان
من بحر طویل خیلی دوست دارم و همیشه آرزو داشتم بتونم بنویسم
این اولین بحر طویلیه که بمناسبت میلاد امام حسین(ع) در سیمین ساق منتشر کردم را بی مناسبت نیست که در سالروز شهادت آن حضرت با حذف بخش اولش که اشاره به میلاد بود تقدیم کنم لطفا نظرات کارشناسی و ارشادی خودتان را بفرمائید و خطاهایش را بخاطر اولین بودنش ببخشند و راهنمائی کنند تا بهتر شود -  متشکرم (سعی میکنم با بحرطویلی به مناسبت شهادت آن حضرت ج
ایگزینش کنم)
*****************************
........
جبریل و ملائک
به درگاه یگانه دختر ختم رسل
با ادب و حجب نشسته
همه تکبیر به لب
شاهد یک معجزه هستند
شفا یافته یک بال شکسته
به گهواره ی نوزاد علی(ع)
بهرِ شفایش یکی پارچه بسته  *
فطرس تو بیا
روز رهائیت رسیده
قنداقه این طفل بکن سرمه ی دیده
حسن(ع) تاب ندارد
علی(ع) خواب ندارد
و محمد (ص) بجز این گوهر نایاب ندارد
درآغوش کشیدست ورا حضرت زهرا (س)
و ببین اشک به چشمان منیر آل طاها *
بیا دختر غم پرور مولا
بیا زینب کبری
بیا عشق تو امروز نهاده قدم خویش به دنیا
بیا زودتر از زود بیا
چونکه حسین است کنون یکه و تنها
بیا عشق بده یاد به عالم
بیا زینت بابا و پیام آور خاتم
کنون دخت نبی فاطمه ی ام ابیها
بِبَرَد پیش پدرنوربصر را
که قرائت کُنَدَش
بانک خوش الحانِ اذان
گوش پسر را
و مسما کندش از طرف ایزد یکتا *
خدایا به حق کشتی آزادی انسان
حسین ابن علی شاه شهیدان
تو به ما رحم نما و
قلم عفو بکش جمله گناهان و
به شکرانه ی این عفو که کردی
من ناچیز ز هر کس که به من زخم زبان زد
و به من هر که بدی کرد
ببخشم همگان را
و دهم دست به دست رفقا
تا که شفیعم بکنی روز جزا
فاطمه ی ام ابیها *
خدایا وخدایا
تو بکن رحم به حالم 
که به درگاه تو نالم
و ببین غرق گناهم
کنون در ته چاهم
بده دست به دستم
که از عشق تو مستم
تو چنانی که دل من بپسندد
و چنان خوب که در
بر من دیوانه نبندد
من مسکین و خطاکار چنینم
و گرفتار زمینم
تو بکن لطف و مرا نیز چنان کن که پسندی
و به روی من غمدیده بخندی
و ببخشی همه ی جرم و گناهان
به حق سید و سالار شهیدان
به حق زینب کبری
به حق میر و علمدار شه کرب و بلا
باغ گل یاس
ابو فاضل و عباس
--------------------
آمین
– التماس دعا اکبر شیرازی –
شنبه ۳تیر۱۳۹۱ برابر با ۳شعبان ۱۴۳۳