bg
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
1398/09/10
9

خمپاره
آنقدر در شهر تو بارید
که استخوان سربازان مرده
خاکستر شد

اما تو آنقدر
در مدار دلدارت چرخیدی
که دیوار برلین
فرو ریخت.

 

ابوالقاسم کریمی(فرزند زمین

سید محمد حسین شرافت مولا
نثر ادبی و اشعار عاشورایی
1398/08/17
16

 

بسمه تعالی

 

به نور خرابات شام حضرت رقیه (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 دریای اعظم اشک های ما , قطره ای از جان فشانی ِ اسیران عاشورایی نخواهد گشت و پس از هزاران سال , شام های تیرۀ اسارت , در اندوه تیرگی و خون فرو رفته است ! آری , حضرت رقیه (ع) شمس نورانی وادی ِ غم زدۀ شام است و فریاد معصوم او قلب سنگ را غرق ِ در خون خواهد کرد تا در سوگ او ستارگان دمشق , شب های محرّم الحرام را خون خواهند گریست ! و دریای خون , طوفانی خواهد گشت و خورشید افلاک تیره خواهد گشت اما نگاه معصوم رقیه (ع) راز عشق توحید را از نیزۀ خون خواهد پرسید و انوار توحیدی , قلب او را روح  شموس سرخ خواهد کرد ! و تا معراج توحید پر خواهد کشید و ندای معصوم یا سیدالشهدا (ع) را خواهد سُرود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
نثر ادبی و اشعار عاشورایی
1398/07/21
15

 

بسمه تعالی

 

 

تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت سیدالشهدا (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

قلم به تو فکر می کند و قطره های خون ترا ,  گریه می کند و کلمه های سرخ وقتی به کلمه سر می رسد  , صفحه را به آتش می کشد  و خورشید سرخ بر نیزه ,  روح ایثار را بی پایان می کند و ای حسین (ع) , توفان های سرخ نینوا , عشق الهی را از جان پاکت نمی گیرد و  باز هم آسمان های سرخ ,  شرمسار توست و عشق تو در قلب عارفان ,  غوغای سرخ می کند و شراره های عشق , مجال سکوت را می بَرد و اشک ها خیس و آرام بر گونه ها روان می شود و یاد پیکر بی سر تو , آسمان ها را به غمی ماندگار می کشد و ابرهای سیاه , خون گریه می کند و آتش های سرکش خیمه ات ,  قیامت سرخ است .  ای حسین (ع) در آن ظهر عاشورا  ,  تنهایی تو را , چشم های نورانی  رقیه (ع) می دید و اشک های  غم انگیز می ریخت .  امام شهید , کاش یکبار سیمای سرخ تو را در خواب می دیدم و خورشید تابناک تو  , سیاهی قلب مرا غرق در نور می کرد . فریاد تو در عرش , فرشته ها را به گریه می اندازد و با پیمان سرخ , خدا را پرستش می کنی و حرم سرخ تو , چه مظلوم است  . آری رؤیای شهیدان عاشق , بی سَر پیوستن به کاروان نیزه های نینوا است . جان ها غرق در دریای غم حسینی (ع) است و ستاره های سرخ نیزه ها ,  طواف کعبه درخشنده را معنی می کنند و یاد خدا را در دل های سرخ عزادار بر می انگیزند . ای حسین (ع) ,  قرن ها از ظهر عاشورا گذشت اما عشق تو , آتش به جان ها می کشد و دریا های سرخ را طوفانی می کند و اشک های ما , سیل خون است . و نور ایثارت ,  مصباح الهدی است که در سیاهی دنیا , می درخشد و دل ها را به معراج عشق الهی می بَرد . ای نور آزادگی , سلام خدای شهیدان بر تو باد . ای مظلوم تشنه , روح سرخ تو  , دریای بی پایان الهی را دید .

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

 

 

 

 

محمدعلی ساکی
1398/07/11
20

به من  نزدیکتر از من که از آغوش تو دورم

بغل وا کن برای ماهی افتاده در تورم

 

نبین این صحنه های رقصمرگ از دوریت دریا

در این هنگامه که درگیرودار درد ناسورم

 

خودم را دور از تو ذره ذره می برم از یاد

نباشی در هجوم هجمه های جورواجورم

 

زبان الکنم گویای زخم فاصله هانیست

تو که می خوانی از لای نگاه خسته منظورم

 

در این مرداب نیلوفر صدایی نارسا دارد

به قلب هر کرانه می بری اوای شیپورم

 

به پاکستان خود راهم بده بی شک کنار تو

به خوبی می درخشد  اختر اقبال لاهورم

 

محمدعلی ساکی

 

سید محمد حسین شرافت مولا
نثر ادبی و اشعار عاشورایی
1398/06/16
33

 

بسمه تعالی

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عباس (ع) فخر حسین (ع) شد که فانی ِ فی الله  گشت

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

محمدعلی ساکی
بابونه
1398/06/16
34

امان از سینه ی تبدار زینب

امان از طاقت بسیار زینب

 

قیامت شد به  پا ازاین مصیبت

صبوری دربلا معیار زینب

 

محمدعلی ساکی

محمدعلی ساکی
بابونه
1398/06/12
37

محرم ماه سوگ آل طاهاست

نوای یاحسینم در تکایاست

 

سر هر کوچه ی ماتم گرفته

به یاد کربلا یک خیمه برپاست

 

محمدعلی ساکی

محمدعلی ساکی
بابونه
1398/06/07
36

با نظم تهی قصد تفاخر دارد

از منتقدان خود دلی پر دارد

 

اورا پس  از این به حال خود بگذارید

کی بادکنک تاب تلنگر دارد

 

محمدعلی ساکی

محمدعلی ساکی
بابونه
1398/06/06
42

توبا من قهر و من هم با خودم قهر

ندیدم روی خوش تا حال از دهر

 

تهی شد آسمان از بال گنجشک

صدای عشق خاموش است در شهر

محمدعلی ساکی
بابونه
1398/06/06
35

همایونی و دشتستان شوری

که با سوز دوبیتی جفت و جوری

 

دراین محنت سرای دوری از یار

دل بیدل صبوری کن صبوری

محمدعلی ساکی
بابونه
1398/06/06
36

با این همه ساز تکنوازی تا کی

با صاحب هر سلیقه بازی تا کی

 

نوآوری و نشاط همزاد همند

ای اهل هنر طرح موازی تا کی

سید محمد حسین شرافت مولا
نثر ادبی و اشعار عاشورایی
1398/03/12
45

 

بسمه تعالی

 

 

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اوج ِ نور کربلا , شب برداشتن ِ بیعت هاست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1398/02/21
77

 

بسمه تعالی

 

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

عشق خدا روی نیزه ها ,  کمال دین بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1398/01/28
47

 

بسمه تعالی

 

حافظ و اندیشه های شیعی مهدویت

                                                      

 

 

مقدمه:

 

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی مشهور به لسان الغیب در قرن هشتم در شیراز

پا به گیتی نهاد . حافظ در غزلیات به استادی بلند بدل گشته است . حافظ شیرازی در

شعر مذهبی نیز یکی از نامدارترین شاعران ایران و حتی اسلام است. در مقاله ی

تهیه شده به بررسی "اندیشه های شیعی حافظ در قلمرو شعر مهدوی ( غزل انتظار)"

خواهیم پرداخت.

 

 

 

متن:

 

حافظ زمانه ی ظهور را زمان گسترش و شکوفایی علوم الهی می داند:

 

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن              

 قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

 

در زمانه ی ظهور :

 

کجاست صوفی دجٌال فعل مُلحد شکل                 

بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

 

نماد کفر نابود خواهد شد و سراسر جهان " دین پناه" خواهد شد

 

حافظ در غزلی دیگر:

 

در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم               

سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

 

راه انتظار امام مهدی(عج) را بیابان پر از خار می بیند که سرزنش های بسیار دارد

اما باید به کعبه معظمه رسید

 

حافظ ظهور امام زمان(عج) را همزمان با ظهور رسول الوالعزم عیسی(ع) می داند

که ریشه در عقائد شیعیان جعفری دارد:

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید               

که از انفاس خوشش بوی کسی می آید

 

از نکات قابل توجه در شعر انتظار حافظ شیرازی :

 

کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست             

اینقدر هست که بانگ جرسی می آید

 

بدین معنا که: انتظار امام غائب(عج) همچون قافله ای هست که نباید از آن عقب ماند

در حالیکه غفلت وجود دارد و بایست آنرا کنار زد

 

حافظ مقام امام(عج) را تا آنجا می یابد که:

 

ز آتش وادی ایمن نه منم خرٌم و بس             

موسی(ع) آنجا بامید قبسی می آید

 

حافظ دیدار چهره ی امام مهدی(عج) را لایق هر فردی نمی داند بلکه افراد خاص

و شیدا این وصال را دارند:

 

یا رب بکه شاید گفت این نکته که در عالم        

رخساره بکس ننمود آن شاهد هر جائی

 

 

حافظ یک منتظر واقعی را تسلیم محض امام(عج) می یابد و البته به مسئله ی کلی قضا

و قدر الهی در تمامی امور الهی نیز معتقد است:

 

در دایرۀ قسمت ما نقطۀ تسلیمیم                 

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمائی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست    

کفرست درین مذهب خود بینی و خود رایی

 

حافظ شیرازی کرامت و مقام انسانی در عصر غیبت را منوط  به تأیید امام مهدی(ع)
می داند وبس:

 

چندانکه زدم لاف کرامات و مقامات          

هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد

 

اما لسان الغیب شب هجران را پایان پذیر می داند:

 

 

حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد            

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدائی

 

 

 

 

 

 

نتیجه:

 

حافظ شیرازی از دوری امام عصر(عج) می نالد و عصر غیبت را شب هجران

و بیابان پر از خار می بیند و یا کاروانی که به سمت صبح ظهور رهسپار است

او معتقد است فرد بایست لیاقت یابد و دراین مسیر انتظار کشد . حافظ عصر ظهور

را رسیدن به دانش های کامل الهی و نابودی کفر می داند در عین حال منتظران

را به تسلیم محض اراده ی پروردگار اعظم و امام زمان (عج) دعوت می کند

هم چنین وی معتقد به ظهور حضرت عیسی(ع) به همراه امام عصر(عج) است 

 

 

منبع:

دیوان حافظ _  تصحیح : سید عبدالرحیم خلخالی _ ناشر: حافظ نوین_ 1379

 

 

نویسنده :

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1398/01/15
59

 

بسمه تعالی

تفسیری از بیت توحیدی ( هاتف اصفهانی )

" صد رهت لن ترانی ار گوید   
باز می دار دیده بر دیدار "

 

هاتف اصفهانی

 

مقدمه :
سید احمد حسینی متخلص به هاتف اصفهانی را ادیبان بخاطر ترجیع بند حکیمانه ی او در باب توحید و حکمت الهی شناخته اند . حکمت الهی در تک تک ابیات این ترجیع بند به بیت ترجیع " که یکی هست و هیچ نیست جز او           وحده لا اله الا هو " ختم گشته است .
در این ترجیع بند فخیم از واژگان در جهت شناخت مسئله ی توحید و یافتن مسیر و طریق های عرفانی از نماد های مختلف از جمله : می , دیر مغان و ...با اشارات لطیف استفاده گشته است .
هاتف اصفهانی مستی را در جهت شناخت عرفانی حضرت پروردگار به وفور استفاده کرده است.
هاتف اصفهانی در بندپایانی این ترجیع بند تلمیح ظریفی به داستان حضرت موسی (ع) در کوه طور اشاره کرده است و به نکته ای عمیق در حکمت عشق یزدان یاد آوری کرده است :
صد رهت لن ترانی ار گویند
باز می دار دیده بر دیدار
آری حضرت موسی تنها پیامبر الهی بوده است که حضرت اقدس الله جلّ جلاله با او بدون واسطه جبرئیل سخن گفته است و از اینرو آن رسول اولوالعزم را  کلیم الله نامیده اند .
در کوه طور حضرت موسی (ع) با پروردگار خواسته ی قوم یهود را بیان می کند و به خدا از روی صدق می گوید :: حضرت پروردگار این قوم می گویند خدایت را به ما نشان بده و حضرت پروردگار می فرماید : " لن ترانی "
آری حضرت موسی (ع) جواب شنید : ای موسی هرگز مرا نخواهی دید
هاتف اصفهانی با اشاره به این سخن منوّر حضرت الله جلّ جلاله می سراید : وقتی محبوب الهی فرمود مرا نخواهی دید حضرت موسی بر خلاف تصوّر مخلوقات در عشق خویش به حضرت ربّ مصمّم تر گشت  و این عشق یعنی عشق به حضرت پروردگار را هاتف اصفهانی  راهی بی نهایت تعریف کرده است

 

نتیجه :

هاتف اصفهانی به نکته ای عمیق در باب توحید اشاره کرده است  و آن اینست که :
عشق به پروردگار راهی بی نهایت و بی انتهاست و هر آنکه در این عشق خالص تر و مؤمن تر گردد بر خلاف سایر بشریّت نا امید نگشته , بلکه امّید و ایمان او در این مسیر افزون تر خواهد شد .

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1397/12/20
71

بسمه تعالی

به مناسبت 22 اسفند _  روز بزرگداشت شهدا

 

 

سیمای شهدا در اشعار قیصر امین پور

 

 

 

قیصر امین پور از شاعران توانای قرن معاصر گشته است ایشان در قالب های محتلف شعری به ویژه غزل و دوبیتی آثار ادبی والایی را آفریده است همچنین ایشان یکی از مطرح ترین شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس گشته است در ذیل سیمای شهدا در اشعار شاعر بزرگ ِ فرهنگ شهادت یعنی قیصر امین پور را بررسی خواهیم کرد

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

_ که بی دریغ _

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم ؟

آری , یاد شهید و شهادت بایِست در قلب ما وجود داشته باشد . و زندگی روزمرّه که ما را از حقیقت ِ ایثار شهدا غافل کرده است , بایِست از بین رود . و سطحی نگری را کنار باید گذاشت . و در مقابل ایثار عظیم آنان , نبایست بی تفاوت گشت .

خوشا چون گل به فصلی , سرخ مردن

خوشا در فصل دیگر , زادنی سبز

آری , آرمان ِ زیستن الهی , عاشقانه جان دادن و شهادت در راه حضرت توحید گشته است . و در وراء این مُردن خون آلود , پاداش حضرت خداوند , بهشت جاودان ِ سبز خواهد گشت . و شهادت نه تنها پایان است , بلکه ابتدای حیات ِ بی کران سبز خواهد گشت .

شهیدی که بر خاک می خفت

سر انگشت در خون خود می زد و می نوشت

دو سه حرف بر سنگ :

" به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ ,

که بر جنگ ! "

آری , هدف شهدا از جهاد الهی , کشتار و منفعت دنیوی نخواهد گشت . و در قلب ایشان صلح همیشگی بشریّت , آرمان حقیقی گشته است .

با کفش های خستگی خود

از ره رسیده ایم

میراث باستانی ابراهیم

بر شانه های ماست

نمرودیان همیشه به کارند

...

اما

ما را از آزمایش آتش هراس نیست

همواره حکّام طاغوت بر جهان حکومت داشته اند .

اما شهدا همچون پیامبران الهی , از جان دادن و شهادت در راه الهی , به قلب خویشتن ترس راه نخواهند داد . و با یاد حضرت خلیل (ع) , در راه اهداف توحیدی خویشتن , جان را نثار آتش و خون خواهند کرد .

آری , شهدا همچون حضرت ابراهیم (ع) پناهی جُز حضرت خداوند نخواهند داشت . و حضرت توحید , آتش نمرودیان را بی اثر خواهد کرد و گلستان خواهد ساخت .

از چشم هر شهید

یک قطره اشک شوق بگیرید

_ یک قطره اشتیاق زیارت_

مُنتهای ِ خواسته ی شهدا , زیارت حضرت یزدان و سیمای رسولان الهی و ائمه اطهار (ع) خواهد بود . و آرزوی کشته شدن در راه حضرت توحید را با اشک طلب خواهند کرد .

قلبی از آینه , دلی از دریا

و گردنی بلند

از آبشار پاک تواضع

قلب نورانی و صاف شهدای توحید , نماد خشوع و فروتنی خواهد گشت . و اندیشه ی آنان نماد شجاعت و پایداری خواهد بود .

رهتوشۀ شهید همین بس :

یک جامه , یک کلام

تصویری از امام

 

شهدا نماد ساده زیستی و عشق پاک گشته اند .

در ادامه قیصر امین پور به شهداء دفاع مقدس اشاره کرده است :

آری , با یک اشاره ی امام و راهبر خویشتن , شهدا تصمیم راسخ را در راه جهاد الهی خواهند داشت . و شک و تردید را کنار خواهند گذاشت . و عشق امام خمینی را در قلب خویشتن خواهند داشت .

مپرس از دل خود " لاله ها چرا رفتند "

که بوی کافری از این سؤال می آید

آری شهدا ایثار بی کران کرده اند .

و برخی از مردم , ناسِپاسانه , آرمان آنها را از یاد بُرده اند و کار ایشان را بیهوده پنداشته اند . که این کفر و گناه بزرگی خواهد بود .

اگر چه نیت خوبی است زیستن اما

خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم

آری , شهدا نگاهی ماوراء و فوق طبیعی خواهند داشت و با شهادت در راه حضرت توحید در قرب الهی , حیات جاودان خواهند داشت .

مبادا خویشتن را واگذاریم

امام خویش را تنها گذاریم

ز خون هر شهیدی لاله ای رست

مبادا روی لاله پا گذاریم

آری , جامعه ای که راهبر دینی و امام خویشتن را تبعیّت نکرده باشد , در حقیقت , سرنوشت دنیوی و اخروی خویشتن را نادیده گرفته است و تباه کرده است .

آری خون شهید , احترام ویژه ای خواهد داشت و شهادت در راه حضرت توحید , سرنوشت جامعه را شکوفا خواهد کرد .

بیا ای دل از اینجا پر بگیریم

ره کاشانۀ دیگر بگیریم

بیا گم کردۀ دیرین خود را

سراغ از لالۀ پرپر بگیریم

شهادت , یک کوچ عاشقانه به سَرای آخرت خواهد بود .

آری , هر فرد در ذهن خویشتن , آرمان خواهد داشت . و برای رسیدن به آرمان خویشتن , آماده ی پرواز و حرکت , گشته است .

قیصر امین پور شهادت را آرمان واقعی و والاترین آرمان های حیات خواهد دانِست .

و یاد و فرهنگ شهدات , خدای جهان غیب را , عارفانه به قلب انسان ها نزدیک خواهد کرد .

آری , فرهنگ شهادت و ایثار جانی ِ شهدا , شاهراه ِ وصال به گمکرده ی دیرین تمام انسان ها یعنی : قلب حضرت توحید خواهد بود .

مگر راز حیات جاودان را

تو از فهمیده ها فهممیده بودی ؟

در شعری دیگر , قیصر امین پور به ستایش و جایگاه مقام شهدای نوجوان پرداخته است :

آری , شهید محمد حسین فهمیده درک ِ مافوق طبیعی نسبت به دیگر نوجوانان جامعه داشته است . و الگوی شهدای نوجوان گشته است . و همچون عارفان بزرگ و کهنسال , حیات چند روزه ی دنیا را بی ارزش یافته است و جان خویشتن را در راه حضرت یزدان به وصال ابدیّت ِجهان آخرت , به فناء فی الله خواهد داد .

آری , دنیا طلبی منجر به فنا خواهد گشت

و فناء فی الله شاهراه ِ وصال به حیات جاودان گشته است .

نتیجه :

قیصر امین پور , جامعه را با فرهنگ شهادت و راه عاشقانه و عرفانی ِ شهدا آشنا کرده است . و یاد شهادت را در قلب ها همیشگی دانسته است و پیروی از راهبر و اولیاء الله را از اسرار شهادت و رمز سعادت اخروی جامعه معرفی کرده است و مقام شهدا را ستایش خواهد کرد .

منابع :

مجموعه کامل اشعار قیصر امین پور _ تهران _ انتشارات مروارید _ 1390 .

 

 

نویسنده :

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
نثر ادبی و اشعار عاشورایی
1397/11/27
77

 

بسمه تعالی

 

 

به حضرت سیدالشهدا (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای حسین(ع)
برای تو
شعر بی سَر
آوردم
تا کمی
به قلبت ,
نزدیک شوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

متخلص به :  نورانی

 

 

 

اردشیر بزرگ نیا
1397/10/10
46

عاشقی و توان من گرچه هماهنگ نیست
تا که تو هستی و غزل پای دلم لنگ نیست

تا دل من قصیده ی چشم تو را میتپد
قطع یقین قوافی شعر دلم تنگ نیست

هرچه تو با نگاه من ساز مخالف زنی
شور نمیزند دلم، قحطی آهنگ نیست

فخر من از خرابی و مستی و دیوانگیست
از وجنات من ببین، شیفتگی ننگ نیست

ناز تو را به خون دل رهن دلم کرده ام
گرچه تضرع من و ناز تو همسنگ نیست

بین تلاقی نگاه تو و چشمان من
محتملا" مجادله هست ولی جنگ نیست

محض شکستن دلم رنج زیادی نبر
پیکر پاره پاره ی قلب من از سنگ نیست

عشق و وفای پاک من را به نگاهت بخر
این دل بی قرار من در پی نیرنگ نیست 

اردشیر بزرگ نیا
1397/10/04
54

در هر زمان سر شکن نهروان پسند

بشکسته فرق عشق زقوم اذان پسند

 

آنجا که آیه های بهار آذر است با

پژمرده برگهای درخت خزان پسند

 

در آن زمان که عشق به تاراج میرود

از سوی صوفیان سراپا جهان پسند

 

اسطوره های مرده زعیمند در بَر ِ

کوتولگان سست رگِ قهرمان پسند

 

یعنی میان جنگل مولا بدون آب

از بین تشنگان طمعکار نان پسند

 

اندیشه های باکره را مفت میدرند

کفتارهای مرده خور ِ رایگان پسند

 

آنوقت بین کشتی توفان گرفته و

آن های های آدمیان فغان پسند

 

پارو چگونه میرسد آخر به کار یک

ملاح پیر دلزده ی بادبان پسند

 

باید که خون تازه به رگها روان شود

اکسیر عمر دائمی و جاودان پسند

 

یا اینکه روح نوح بروید میان آن

مرعوب های وازده ی خانمان پسند

 

تا اینکه بین آن همه امواج خوف ناک

ظاهر شود کرانه ی امن و امان پسند

 

این قصه ی تغافل دور زمانه است

تا کی رود به گوش زمانِ دهان پسند

سید محمد حسین شرافت مولا
1397/09/19
61

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

طرح عاشورایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در عاشورا
ندای ِ

کیست مرا یاری کند ؟

پیچید ,

تنها خدا بود

که می شنید


 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

متخلص به :

نورانی