bg
دفتر شعرعشق و دوستی از اکبر شیرازی
شاعر :‌ اکبر شیرازی
اکبر شیرازی
عشق و دوستی
1397/05/19
750

سلام 
اخیر اشعاری در خصوص زن و مرد و مجادله ای اگرچه طنز گونه منتشر شده است ضمن تقدیر از شاعران آن اشعار زیبا ، تصمیم گرفتم از نگاه دیگری بدون تبعیض شعری در باره زن و مرد بگویم که بداهه زیر را تقدیم می کنم به زنان و مردان عزیز هموطن و همینطور همه زنان و مردان عالم
#اکبرشیرازی
@shirazy
----------------
🔸به نام خدای بشر آفرین /
همان جانشین خودش در زمین

 

🔸به نام خدائی که مرد آفرید /
قوی بُنیه ، اهل نبرد آفرید

 

🔸بنام خدائی که زن آفرید /
چو گلخانه ای در چمن آفرید

 

🔸به زن داد طنازی و دلبری /
به صد شیوه انواع افسونگری

 

🔸شود مهد آرامشِ مرد ، زن /
کند آتش خشم اوسرد ، زن

 

🔸بهشت برین زیر پای زن است /
همه آفرینش برای زن است

 

🔸زمانی که زن بر سرش تاج رفت /
ز دامان او مرد ، معراج رفت

 

🔸برای زنان تکیه گاه است مرد /
که شهبانو و پادشاه است مرد

 

زن و مرد با هم چو همدل شوند /
یقین فارغ از رنج و مشکل شوند

 

🔸زن و مرد هر دو ز یک گوهرند /
که همراه و همدوش یکدیگرند

 

🔸از این روست گفتند بی همسری /
ندارد ز دین نیمه ی دیگری

 

🔸تفاوت که در خلقت هر دو هست /
ولی عقل باید که در کار بست

 

🔸اگر درک گردد ز هم حال ها /
شود زندگی چون عسل سال ها

 

🔸نباشد کسی بهتر ، آری ولیک /
مگر اهل تقوا و اخلاق نیک

 

🔸زن و مرد هم "راز" یک دیگرند/
چو غمخوار و دمساز یکدیگرند

 

#اکبرشیرازی
19مرداد97

 

کانال تلگرامی اشعار  :  https://t.me/shirazy

5 رازی که زن و شوهر را به هم نزدیک می کند
اکبر شیرازی
عشق و دوستی
1398/05/04
514



نتیجه تصویری برای دوستت می دارم و بیهوده پنهان میکنم

 

"دوستت می دارم"
—————-
تضمینی دلی به شعر زیبای "نگاه کهربایی" زنده یاد
 سیمین بهبهانی
=====================

می خورم خود را و خاطر را پریشان می کنم

خویش را در فکر و یادت حصر و زندان می کنم

هر چه می گویند از تو جمله کتمان می کنم

 

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم

خلق می دانند و من انکار ایشان می کنم

=====================
 چون پرستو یاد تو در آسمانم پر کشید
خط بطلان بر تمام هستیِ اکبر کشید
جای جای شعرهایم نقشی از دلبر کشید
عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید،
از غم رسوا شدن، سر در گریبان می کنم

=====================

 چشم را می بندم و آزاد می سازم زبان

بی تو و بی روی ماهت هست بی ارزش جهان

من چنین بی دست و پا هرگز نبودم مهربان

 

دست عشقت بند زرین زد به پایم ، این زمان،

کاین سیه کاری به موی نقره افشان می کنم

=====================

حال من را درک کن این چشم گریانم ببین

این بلورین عشق را در قلب ویرانم ببین

سوز عشقت را فروزان در دل و جانم ببین

 

سینهء پر حسرت و سیمای خندانم ببین

زیر چتر نسترن، آتش، فروزان می کنم

=====================

 چشم مستت بر دل زارم رساند سر عشق

در وجودم روی زیبایت نشاند سر عشق

جز من آشفته دل اینجا که داند سر عشق

 

دیده بر هم می نهم تا بسته ماند سر عشق

این حباب ساده را سر پوش توفان می کنم

=====================

 کی رسد این ناله های آتشین بر گوش تو

قطره قطره گوهر اشکم چکد بر دوش تو

می شوم با خاطراتت اینچنین مدهوش تو

 

این من و این دامن و این مستی آغوش تو

تا چه مستوری من آلوده دامان می کنم

=====================

  بی تو ای نامهربان آشفته می مانم به جای

حرفهای گفته و ناگفته می مانم به جای

تا بیایی در خیالم ، خفته می مانم به جای

 

دست و پا گم کرده و آشفته می مانم به جای

نعمت وصل تو را، اینگونه کفران می کنم

=====================

ای که هستی آیه ای از جلوه ی  زیبای عشق

بی تو مفهومی ندارد نازنین دنیای عشق

می کنم با یاد تو پرواز در رؤیای عشق

 

ای شگرف ای ژرف ، ای پرشور ، ای دریای عشق!

در وجودت خویش را چون قطره ویران می کنم

=====================

سهم من از زندگی بی روی تو اندوه و آه

تا که شاید باز آیی خیره بر در این نگاه

روزها با عشق وصلت چشم می دوزم به راه

 

تا چراغانی کنم راه تو را، هر شامگاه

اشک شوقی، نو به نو، آویز مژگان می کنم

=====================

جان به پای مقدمت چون زیره کرمان بردن است

راز چشمان تو با من دین و ایمان بردن است

عشوه کردن ، دل از این دیوانه آسان بردن است

 

زان نگاه کهربائی، چاره فرمان بردن است

هر چه می خواهی بگو! آن می کنم، آن می کنم

=====================

#اکبرشیرازی
4 مرداد 1398

 

 


اکبر شیرازی
عشق و دوستی
1399/03/13
195

دوری از همه و قرنطینه بخاطر ترس از کرونا 
—————————

شدم دلتنگ فرزندان خدایا 
شدم در خانه‌ام زندان خدایا

خداوندا غزل حالش چطوره
چه حالی هست پریا جان خدایا

هفشده روزه از مادر به دورم
به جسم خسته‌ی من جان خدایا

مجازی گشته کل ارتباطات
نیاید خانه‌مان مهمان خدایا

چه راحت دور هم بودیم گاهی
ندانستیم قدر آن خدایا

کرونا از کجا پیدا شد امروز
که شد در بین ما پنهان خدایا

چه سنگین است یارب امتحانت
خودت پیروزمان گردان خدایا

کرونا داد درس زندگی را
ز قم تا خطه گیلان خدایا

خودت یاری بده رزمندگان را
پزشکان و پرستاران خدایا

چه رازی هست در این ذره ی هیچ
که شد طاعون این دوران خدایا

عزیزان قدر یکدیگر بدانید
از این کشور بلاگردان خدایا



اکبرشیرازی
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
کانال اشعار
(http://t.me/shirazy)@shirazy
رعنا امیریان
عشق و دوستی
1391/08/19
136

وقتي هواي گريه نمي شد ميسرم
ميزد به سر كه باز به يادت بياورم
شبها كه چشمهاي تو را مشق ميكنم
با رود ها به دامن دريا شناورم
وقتي كه سر به شانه سجاده مي نهم
چشمان تو نشسته درست در برابرم
از حال و روز ابري خود حرف مي زنم
يادم نمي كني و زيادت نميبرم
از عشق انتظار زيادي نداشتم
رفتي و ريخت دست جنون خاك بر سرم

رعنا امیریان
عشق و دوستی
1391/08/19
41

آنچنان جاي گرفتي تو به چشم تر من

كه به خوبان جهاني نظري نيست مرا

 

اگر اكنون تو شدي ماه شب تيره ي من

در دلم اين غم پنهان تو بگو چيست مرا؟

رعنا امیریان
عشق و دوستی
1391/11/12
38

در این کلبه بدون تو ، چه دلگیرم !چه بیمارم

تمام شب به امید قدم های تو بیدارم

 

میان آه و دلشوره ، میان درد وا ماندم

بیا بنشین کنار من ، که دنیای بدی دارم...